حدیث

مقاله

ازدواج با مطلقه بچه دار

پسری هستم 28 ساله و دارای مدرک مهندسی مکانیک در حال حاضر سرباز هستم بیش از 3 سال پیش با یک خانم مطلقه آشنا شدم که هم سن بودیم بعد از گذشت نزدیک 3 سال از رابطه ما خانواده من هم با این خانم آشنا شدند و من هم مطلقه بودن ایشان رو به خانواده گفتم ولی قصد ازدواج نداشتیم و خانواده من مخصوصآ مادرم ازین خانم خیلی خوششان آمد از لحاظ خانواده اخلاق اعتقادات و همه چیز شبیه هم بودیم و خانواده تمایل داشتن من با ایشان ازدواج کنم با اینکه از طلاقشان خبر داشتند ولی نمیدانستند که یک بچه هم دارد و حالا که من قصد ازدواج دارم و موضوع بچه را مطرح کردم خیلی مخالفت شدیدی میکنند و این درحالی است که همسر سابقشون قرار تا اردیبهشت حضانت بچه رو بگیره چون 7 ساله میشه، ما خیلی بهم علاقه داریم و در خوشی و ناخوشی باهم بودیم و خیلی از لحاظ اخلاقی شبیه هم هستیم و خانوادم اول موافق بودند ولی بعد فهمیدن اینکه بچه داره مخالف شدن، خانوادم نمیذارن بهم برسیم ما چکار باید بکنیم لطفآ راهنمایی کنید
پاسخ
یکی از مشکلات دوستی قبل از ازدواج ، ایجاد علاقه و دلبستگیه ، خودتم گفتی که «ما خیلی بهم علاقه داریم» . این علاقه و دلبستگی باعث تصمیم گیری احساسی می شه چون چشم انسان از دیدن عیبای طرف مقابل کور می شه . الآن که می گی «از لحاظ خانواده اخلاق اعتقادات و همه چیز شبیه هم بودیم» ممکنه از روی خطای شناختی این حرف رو بزنی بنابراین به بزرگترا بیشتر از چشم خودت اعتماد کن.
نظر اولیه خونواده که با ازدواج شما موافق بودن اعتبار کمتری داره چون شناختشون کم بوده اما نظر الآنشون قابل بررسیه . شما ببین فقط وجود بچه باعث مخالفت خونواده شده یا مشکل دیگه ای هم در کاره ، بعد منطقی باهاشون صحبت کن یا تو باید اونا رو قانع کنی یا اونا تو رو قانع کنن . اگه هیچ کدوم قانع نشدید و هم چنان مخالف بودن ، شما با افراد با تجربه و با نفوذ فامیل مشورت کن ؛ اگه باهات موافق بودن ، در قانع کردن خونواده بهت کمک می کنن و اگه حق رو به خونوادت دادن اون وقت می فهمی که داری اشتباه می کنی .
ازدواج با این خانم ممکنه مشکلاتی داشته باشه که باید خوب فکر کنی و ببینی تحمل مشکلات رو داری یا نه . بعضی از این مشکلات اینه :
1- ممکنه اقوام خودت یا اقوام خانم بگن حتماً این پسره یه مشکلی داره که حاضر شده با یه زن مطلقه بچه دار ازدواج کنه .
2- ممکنه بعد 7 سالگی ، بچه بگه من می خوام با مامانم زندگی کنم و باباشم اجازه بده آیا شما می تونی بچه رو بیرون کنی؟
3- ممکنه شوهر سابق ، شما رو اذیت کنه یا آبرو ریزی راه بندازه و توی فامیل براتون شایعه درست کنه .
4- ممکنه اون خانم در خونواده و فامیل شما مقبولیتی نداشته باشه و بگن پسر رو فریب داده
5- این زن و مرد کاملاً از هم جدا نشدن چون پای یه بچه وسطه و این بچه اتصال رو حفظ کرده . الآن که بچه پیش مادره ، پدر حق داره هر هفته بیاد بچه رو ببینه و بعداً که پدر حضانت رو به عهده بگیره ، هم بچه و هم مادر ، هم حق دارن و هم نیاز دارن که همدیگرو ببینن ، بچه که تنها نمی تونه بیاد ، پدرشم ممکنه بگه من فقط بچه رو به مادرش تحویل می دم پس یا باید مادر بره خونه پدر یا پدر بیاد خونه مادر یا یه جایی قرار بذارن و همدیگرو ببینن . ممکنه شما در محل کار یا مسافرت باشی من می دونم که شما نمی تونی مانع این ملاقاتها بشی اما نمی دونم این ملاقاتها به کجا کشیده می شه .
6- این زن و مرد ممکنه یه روزی فیلشون یاد هندوستان کنه و بگن کاشکی دوباره با هم ازدواج کنیم . بالاخره همیشه زندگی شما گل و بلبل نیس ممکنه سر یه مسأله جزئی دچار اختلاف بشید اون وقت ممکنه این خانم شما رو با شوهر سابقش مقایسه کنه و بگه انگار اون بهتر بود به خصوص این که اون آقا مشکل اساسی نداشته ، اگه اهل اعتیاد و زندان و کتک زدن و این چیزا بود و نمی شد با او زندگی کرد ، دادگاه حضانت بچه رو تا سن بلوغ به مادر می داد . اگه اون آقا مخ خانم رو بزنه و بخوان دوباره ازدواج کنن ، شما یا باید خانم رو طلاق بدی و رنج جدایی رو تحمل کنی یا باید یه زندگی جهنمی رو با عذاب وجدان و ناسازگاری ادامه بدی ، البته اگه بهت خیانت نشه .

  • دیدگاه‌ها

2 دیدگاه‌ها

  1. تصویر امیر
    امیردسامبر 14, 2016 12:44 ب.ظ

    داداش مردم جنس دسته اول میخرند نه دسته دوم،دسته دوم خریدن این چیزارا دارد

  2. تصویر مهمان
    مهماندسامبر 14, 2016 12:44 ب.ظ

    سلام جواب سوالشون رو نمیدید .مخصوصا شماره 2 رو اگر لطف کنید جواب بدید ممنون میشم

Top