حدیث

مقاله

در محیط کار عاشق شدم

دختری هستم 23 ساله که سه سال پیش توی محیط کار همکاری داشتم که بهش علاقمند شدم ولی همیشه توی دلم نگه داشتم تا اینکه بعد از مدتی احساس کردم که نسبت به من بی میل نیست این آقا خیلی کم می اومدن شرکت ولی زمانی که می اومدن یا من باهاشون تماس میگرفتم با اشتیاق پاسخگو بود و هر وقت می دید کلی تحویل میگرفت و به من علاقه داشت و حتی چند بار هم اعلام کرد که به خاطر من میاد بعد از مدتی من دیگه به اونجا نرفتم و زمانی که بهش گفتم دیگه نمیام جا خورد و تعجب کرد البته ایشون رو دورادور میشناختم و از بستگانشون چند بار سراغ منو گرفته بودن ضمنا اینطور که من ایشون شاختم به سختی احساسش رو بروز میداد و مغرور بود خلاصه بعد از اینکه دیگه سرکار نرفتم ولی همچنان به فکرش بودم بعد از چند ماه فهمیدم که قصد سفر به خارج رو داره و پذیرش
گرفته.بدون هیچ اخداحافظی رفت
حالا نمیدونم چیکار کنم واقعا دوسش دارم و نمیتونم از فکرش بیرون بیام ضمنا من تا به حال با پسری دوست نبودم و رابطه عاشقانه ای نداشتم
پاسخ
علاقه شما به اون آقای همکارتون مانع از فکر کردن به فرد دیگری شده بنابراین خواستگاراتون رو بدون دلیل موجه رد می کنید و ممکنه خواستگارای خوبی رو از دست بدید ، خواستگارایی که ممکنه از اون آقا بهتر باشن پس باید زودتر تکلیفتون رو با اون آقا روشن کنید . مثلاً به همون آشناشون اگه آدم قابل اعتمادیه بگید باهاش تماس بگیره یا ایمیلی به ایشون بزنه و بگه برای شما خواستگار اومده و ممکنه ازدواج کنید ، البته اگه به صورت غیر مستقیم و در کنار یه کار یا خبر دیگه باشه بهتره که طرف نفهمه از طرف شما بوده . اگه اون آقا واقعاً علاقه ای به شما داشته باشه برای ازدواج با شما تلاش می کنه و اگه علاقه ای نداشته باشه یا به هر دلیلی به ازدواج با شما فکر نکنه و اقدامی نکنه ، شما از او نا امید می شید و به خواستگاراتون فکر می کنید ؛ البته سعی کنید زودتراین اتفاق بیفته تا شما پاسوز این آقا نشید و موقعیتهای ازدواجتون رو از دست ندید .

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top