حدیث

مقاله

هیکلش خیلی ریزه

من تا مدتها پیش پسر پاکی بودم و در کارنامم کمتر از 20 نمره نبود اما سه ماهه یکی از دخترای فامیل که 6 ماه ازم بزرگ تره بام تماس گرفته و ابراز علاقه برای ازدواج کرده منم ی مقدار ازش خوشم اومد نه خیلی نه ازش بدم نمیاد اما ی مشکلی داره این که خیلی هیکلش کوچیکه وقتی پیشمه احساس می کنم بچمه تا خانومم خیلی ضعیفه و کوچیک.از طرفی من سابقه ی عاشقی شکست خورده دارم که طرف قبلیم بم خیانت کرده بود .
از طرفی از لحاظ درسی و کاری عقب افتادم حال و حوصله عاشقی و درگیر احساسی بودنو ندارم دوست دارم تنها به فعلا به کارو زندگیم برسم.
می ترسم باش باشم ازش بدم بیاد میترسم نباشم پشیمون شم تا حالا 50بار جدا شدیمو برگشتیم .
خیلی بم ابراز علاقه میکنه هرکاری بتونه حاضره واسم بکنه میترسم اینا دروغ و فریب باشه از طرفی میترسم به خاطره هیکلش کسی باش نمیره و من تنها گزینشم. تورو خدا بگید چه کنم
پاسخ
1- ارتباط نامشروع تعهدی ایجاد نمی کنه که مجبور باشی با او ازدواج کنی،او باهات تماس گرفته و با میل خودش به ارتباط و نزدیکی تن داده پس نه حق الناسی به گردنت داره و نه آهش کاری می تونه بکنه و نه جای دلسوزیه.
2- تکلیفت رو با اون دختر روشن کن.اگه به درد یه عمر زندگی می خوره و می تونی به عنوان همسر قبولش کنی با خانوادت هماهنگ کن و برید خواستگاری اما اگه نمی تونی به عنوان همسر بپذیریش،زودتر رهاش کن که هم تو تکلیفت روشن بشه و هم اون دختر تکلیف خودشو بدونه.چون در شرایطی هستی که تصمیم گیری برات سخته،از خانوادت کمک بگیر؛تو می تونی پیشنهاد بدی اما بذار اونا با بی طرفی همه جوانب رو در نظر بگیرن و به نظرشون احترام بذار.
3- ازدواج از روی دلسوزی غلطه و به ضرر هردوتونه.اگه با کسی که نمی خواهیش،از روی دلسوزی ازدواج کنی بهش خیانت کردی.
4- راه توبه همیشه بازه فقط باید بخواهی. اگه واقعاً از گناهات پشیمونی یه یا علی بگو و تصمیم بگیر دیگه گناه نکنی و هیچ وقت از رحمت خدا مأیوس نباش که یأس از رحمت خدا از هر گناهی بزرگتر و خطرناکتره.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top