حدیث

مقاله

طلاق های ساعتی!

بر اساس سرشماری سال 75 تعداد زنان سرپرست خانوار ایران چیزی حدود یك میلیون و 200 هزار نفر بوده که این تعداد در سال 85 به بیش از یك میلیون و 600 هزار نفر و در سال90 به بیش از 2میلیون و 550 هزار نفر رسیده است. آمار مربوط به سال91 نشان می‌دهد كه در این سال در هر ساعت 16طلاق اتفاق افتاده است حال آنكه، آمار جدید نشان می‌دهد در سال92 این رقم به 18طلاق در ساعت رسیده است. در هر حال مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور از افزایش 3/4 درصدی آمار طلاق در سال گذشته (1392) خبر داده و گفته: در مقابل هر 100 ازدواج، 20/1طلاق وجود دارد که این آمار نگران کننده است. علی اکبر محزون افزوده: 155 هزار و 369 واقعه طلاق سال گذشته در کشور رخ داده که از این تعداد 144 هزار و 83 مورد در شهرها و 11 هزار و 286 مورد در روستاها انجام شده است. وی با بیان اینکه 3/49 درصد طلاق‌ها در پنج سال اول زندگی رخ داده، ادامه داده: 2/14 درصد از مواد طلاق نیز مربوط به 10 سال اول زندگی مشترک بوده است.

افزایش طلاق؛ مولفه جامعه در حال گذار

یکی از مهم ترین دلایلی که امار های طلاق در جامعه ما با چنین شدتی شیب صعودی را طی می کند، این است که جامعه ما در این سالها روزگار گذر از سنت به مدرنیته را طی می کند، به این  معنا که در عین وجود مولفه های سنتی در جامعه، مشخصه های مدرن نیز متولد شده اند و در این میان خانواده های ما در میان سنت و مدرنیته معلق اند و نه سنتی مطلق به حساب می آیند و نه مدرن صرف. در چنین شرایطی هم افراد به صرف نزدیکی به هر کدام از این دو قطب، عملکرد های متفاوتی را از خود بروز می دهند این در حالی است که  در عین  گسترش روز افزون روند مدرنیته در تمام اجزای جامعه، هنوز هم پایه های اجتماع بر فرهنگ سنتی بنیان دارد.

فردگرایی؛ شاخصه اصلی جامعه مدرن

ماجرای افزایش نجومی امارهای طلاق که این روزها گریبان جامعه ما را گرفته است، اتفاقی است که چندین دهه پیش در جوامع اروپایی که روند گذار را به سمت مدرینته طی می کردند، آغاز شده بود. جامعه شناسان ، فرد گرایی را مهم ترین مولفه جامعه مدرن می دانند به این معنا که با مدرن شدن جوامع ارزشمندی گروه ، طایفه ، قوم و خانواده جای خود را به اصالت فرد می دهد و در جوامع مدرن دیگر این منافع فرد است که بیشترین اهمیت را دارد و مانند جوامع سنتی، مردم برای منافع گروه و جمعی که در عضویت ان قرار دارند از حقوق و منافع خود نمی گذرند. در چنین جوامعی است که تمایل به تجرد و زندگی به تنهایی و دور از تعهدات خانوادگی رواج بیشتری پیدا می کند و افراد تا جای ممکن سعی می کنند از مسئولیت های زندگی خانوادگی دوری کنند. در دهه های اخیر با گسترش مولفه های غربی در کشور ما، پای مشخصه های مدرنیته هم به جامعه گشوده شد و پس از مدتی دیگر طلاق گرفتن مانند گذشته تابو و عمل خارج از عرف و عادت محسوب نمی شد. رواج شبکه های ماهواره ای فارسی زبان وسریالهای خیانت محورشان هم از دیگر عواملی بود که به سست کردن پایه زندگی های خانوادگی کمک کرد، تا جایی که این روزها در کشور ما هر ساعت،  18 بار عرش خدا را با خوانده شدن خطبه طلاق به لرزه در می آید.

طلاق و افزایش زنان سرپرست خانوار

یکی از مهم ترین پیامدهای طلاق در کشور ما افزایش زنانی است که پس از جدایی مجبور هستند به تنهایی هزینه معاش خود و گاه فرزندانشان را تامین کند. این در حالی است که غالب این زنان شاغل نیستند و از لحاظ مالی مستقل به حساب نمی ایند. بر اساس سرشماری سال 75 تعداد زنان سرپرست خانوار ایران چیزی حدود یك میلیون و 200 هزار نفر بوده است. این تعداد در سال 85 به بیش از یك میلیون و 600 هزار نفر و در سال90 به بیش از 2میلیون و 550 هزار نفر رسیده است.یك بررسی ساده نشان می‌دهد كه در یك دوره 10ساله تعداد زنان سرپرست خانوار 39درصد افزایش داشته است اما، در یك دوره پنج‌ساله یعنی از سال 85 تا سال90 شاهد رشد 53درصدی تعداد زنان سرپرست خانوار اتفاق افتاده که همین امر نشان از افزایش امار طلاق در کشور است. این در حالی است که این افزایش 53 درصدی پیامدهای بسیاری را در پی دارد چون در غالب موارد زنان مطلقه که سرپرستی خود و طفلشان را بر عهده دارند، برای تامین معاش با مشکلات عدیده ای روبرو می شوند. اشتغال این زنان در مراکز خصوصی به دلیل دید نامناسبی که در خصوص زنان مطلقه وجود دارد، مستعد آسیب های بسیاری است و از طرف دیگر عدم استقلال مالی  دشواری های گسترده ای را به زندگی زنان سرپرست خانوار تزریق می کند.

ازدواج با چشمان باز مانعی برای طلاق

در این میان و در شرایطی که کاهش آمار ازدواج و افزایش آمار طلاق برجسته ترین مولفه آمارهای جامعه است، نهادهای دولتی و سازمان ملی جوانان باید با توجه به حجم بالای جمعیت جوان شرایط را برای ازدواج سنجیده و در عین حال تحکیم بنیان خانواده هایشان فراهم کنند. در شرایط این روزها که بیکاری و مشکلات اقتصادی یکی از مهم ترین دلایل طلاق در جامعه ما است، معلوم است که جر با ساخت زیرساخت های اجتماعی نمی توان جوانان را به ازدواج و در ادامه پایبندی به زندگی خانوادگی ترغیب کرد. از طرف دیگر رسانه ها هم باید با پرداخت به پیامدهای طلاق، زن و شوهر های جوان را از تصمیم های نسجیده باز دارند تا هر زوجی در برخورد با مشکلی کوچک، این اجازه را به خود ندهد که به راحتی نام طلاق را بر لب بیاورد.

منبع:تبیان

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top