حدیث

مقاله

ازدواجهای حرام از منظر قرآن

خداوند در قرآن، ازدواج با دو گروه از زنان مسلمان را حرام کرده است:
1. مَحارم (نسبی، رضاعی و سببی)؛ 2. غیر محارمی که  مانعی در بینشان به وجود بیاید، مثل: عدهی زنان.

گروه اول:زنانی هستند که از طریق نسبی (خویشاوندی)، از ناحیهی یک پدر و مادر یا از یک پدر فقط و یا از یک مادر فقط با مردان محرمیت دارند که هفت گروهند: مادر، دختر، خواهر، عمه، خاله،  دختر برادر و دختر خواهر:  
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ و بَنَاتُكُمْ و أَخَوَاتُكُمْ و عَمَّاتُكُمْ وَ خَالَاتُكُمْ و بَنَاتُ الْأَخِ وَ بَنَاتُ الْأُخْتِ ...»[۱]
«حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمهها، و خالهها، و دخترانِ برادر، و دخترانِ خواهرِ شما...»
"بَناتُكُمْ" یعنی حرمت نكاح با دخترانتان (خواه دختر خود شما باشد، يا دختر دختر يا دختر پسرتان)؛ و "عَمَّاتُكُمْ وخالاتُكُمْ" هر زنى كه عمه و خالهی خودتان، يا عمه و خالهی پدر و يا عمه و خالهی مادرتان باشد.[۲]

گروه دوم:زنانی هستند که از طریق رضاعی (شیر دادن) با مردان محرمیت پیدا کردهاند. از جمله:
«...و أُمَّهَاتُكُمُ الَّتىِ أَرْضَعْنَكُمْ و أَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ ...»[۳]
«...و مادرانى كه شما را شير داده‏اند، و خواهران رضاعى شما ...»
مادران رضائی، زنانى هستند كه انسان خودش یا پدر و یا مادرش از آنها شير خورده است و خواهران رضائی، دخترانی هستند که از طریق شیر با انسان محرمیت پیدا کردهاند؛ فلذا پيامبر گرامى اسلام در حدیثی فرمودند: 
«خداوند از راه شيرخوارگى چيزهايى را كه از راه خويشاوندى، تحريم كرده، حرام شمرده است»[۴]
بنابراين، آن هفت گروهى كه از راه خويشاوندى حرام شمرده شده‏اند، از راه شيرخوارگى نيز حرام شمرده مى‏شوند.[۵]

گروه سوم:زنانی هستند که از طریق سببی (ازدواج) با مردان محرمیت پیدا کردهاند. از جمله: 
·      مادرزن و دخترِزن: 
«...و أُمَّهَاتُ نِسَائكُمْ وَ رَبَائِبُكُمُ الَّتىِ فىِ حُجُورِكُم مِّن نِّسَائكُمُ الَّتىِ دَخَلْتُم بِهِنّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ ...»[۶]
«...و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش يافته‏اند از همسرانى كه با آنها آميزش جنسى داشته‏ايد- و چنانچه با آنها آميزش جنسى نداشته‏ايد، (دختران آنها) براى شما مانعى ندارد- ....»
قرآن از دخترزن تعبیر به "ربیبه"کرده؛ یعنی حرام است دختران زنان شما، ازشوهر قبلی؛ آن دخترانى كه در کنار شما تربیت یافتهاند. آوردن قید "فِي حُجُورِكُمْ" (در دامان شما) به حسب غلبه است به دلیل اینکه، زنی که با وی آمیزش جنسی انجام داده باشد، دخترش بر آن مرد به منزلهی دختر خودش بوده، چون مربی آن به حساب میآید؛ فلذا حرام ابدی میشود.[۷] بعضی از فقهاء گفتهاند: اگر با زنی که برای خود عقد کرده، نزدیکی هم نکرده باشد، تا وقتی که آن زن در عقد اوست، نمیتواند با دختر او ازدواج کند.[۸]

عروس و خواهرزن:«...وَ حَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَ أَن تَجْمَعُواْ بَينْ‏َ الْأُخْتَينْ‏ِ 
إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ...»[۹]
«و (همچنین) همسرهاى پسرانتان كه از نسل شما هستند (نه پسرخوانده‏ها) و (نيز حرام است بر شما) جمع ميان دو خواهر كنيد؛ 
مگر آنچه در گذشته واقع شده[۱۰]...»
البته این حرمت در صورتی است که ازدواج با خواهرزن، همزمان با همسری خواهرش و در عقد واحد صورت پذیرد.[۱۱]

همسر پدر:«وَ لَا تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ ءَابَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ  إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَ مَقْتًا وَ سَاءَ سَبِيلاً»[۱۲]
«با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كرده‏اند، هرگز ازدواج نكنيد! مگر آنچه در گذشته (پيش از نزول اين حكم) انجام شده است؛ زيرا اين كار، عملى زشت و تنفرآور و راه نادرستى است.»

گروه چهارم:زنانی هستند که موانع دیگر موجب تحریم ازدواج با مردان شدهاست. از جمله:

1. زنان شوهردار:«وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إلاّ مَامَلَکَت أیمَانُکُم ...»[۱۳]
«و زنان شوهردار (بر شما حرام است) مگر آنها را که (از راه اسارت) مالک شدهاید؛ (زیرا اسارت آنها در حکم طلاق است) ...»

2. زنان در حال عدّه:ازدواج در حال عدّه از جمله ازدواجهای حرام است. "عدّه" یعنی مدت زمانی که زن پس از طلاق یا وفات شوهرش، منتظر میماند: 
الف. چهار ماه و ده روز، عدهی وفات: 
«وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَترََبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشهُْرٍ وَ عَشْرًا ...»[۱۴]
«و كسانى كه از شما مى‏ميرند و همسرانى باقى مى‏گذارند، بايد چهار ماه و ده روز، انتظار بكشند (و عدّه نگه دارند)!...»
ب. سه ماه، عدهی طلاق: 
«وَ الْمُطَلَّقَاتُ يَترََبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ...»[۱۵]
«زنان مطلّقه، بايد به مدت سه مرتبه عادت ماهانه ديدن (و پاك شدن) انتظار بكشند...»
"قروء" جمع "قُرء" به معناى حیض دیدن و پاك شدن از آن، گفته شده است.[۱۶]

 

پی نوشت:

[۱] . نساء/23.
[۲] . طبرسی، محمد بن حسن؛ مجمعالبیان فی تفسیرالقران، تهران، ناصرخسرو، 1372ش، چاپ سوم، ج3، ص46.
[۳] . نساء/23.
[۴] . احسائی، ابن ابی جمهور؛ عوالیاللآئی، قم، سیدالشهداء، 1405ق، چاپ اول، ج3، ص185.
[۵] . تفسیر مجمعالبیان، ج3، ص47. جهت مطالعهی بیشتر به کتب فقهی، رسالههای عملیه و تفاسیر ذیل همین مبحث مراجعه فرمایید.
[۶] . نساء/23.
[۷] . شیخ طوسی، محمدبن حسن؛ التبیان فی تفسیرالقران، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا، ج3، ص156.
[۸] . شش مرجع، رسالة توضیح المسائل؛ مشهد، موسسهی مطالعاتی منتظران موعود، انتشارات هاتف، 1383ش، چاپ چهارم، ص866.
[۹] . نساء/23.
[۱۰] . در زمان جاهلیت ازدواج همزمان با دو خواهر رائج بوده و عبارت "الا ما قد سلف" اشاره به آن است.
[۱۱] . تفسیر التبیان، ج3، ص 159.

[۱۲] . نساء/22.
[۱۳] . نساء/24. استثناء در این نوع آیات مربوط به عصر پیامبر و معصومین علیهمالسلام و زمان بردگی است.
[۱۴] . بقره/234.
[۱۵] . بقره/228.
[۱۶] .  حسينى جرجانى، سيدامير ابوالفتوح؛ ‏آيات الأحكام(جرجانى)، تهران، ‏انتشارات نويد، 1404ق، ج‏2، ص 427.

 

منبع:پژهشکده قرآن و معارف اسلامی

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top