حدیث

مقاله

انگیزه‌ای برای ازدواج ندارم

پسر ۲۶ ساله‌ای هستم. باتوجه به اینکه سربازی رفتم و در حال حاضر هم کار می‌کنم و از جهت مالی مشکل چندانی ندارم ولی اصلا تمایل و انگیزه‌ای برای ازدواج کردن ندارم. البته قبل از سربازی هم همینطور بودم و نمی‌دونم دلیلش چیست!
ممنون میشم توضیح بدید.
پاسخ سوال:
با سلام به شما کاربر گرامی
گرچه توضیح چندانی در خصوص عدم انگیزه‌تان نسبت به ازدواج ندادید و اینکه آیا نسبت به اصل ازدواج انگیزه ای ندارید و یا نسبت به جنس مخالف و ارتباط با آن؟ چرا که برخی به غلط، این دو را با هم اشتباه می‌گیرند. به هر حال، برفرض اینکه شما صرفا انگیزه ازدواج نداشته باشید، باید عرض کنم که قبل از هرچیز لازم است مشکل ریشه یابی شود تا با مشخص شدن علت این پدیده بتوانید این مسأله را حل کنید. از این رو عدم تمایل و نداشتن انگیزه‌ی ازدواج در شما می‌تواند علل متعددی و مختلفی داشته باشد که در اینجا ما به عمده و مهم‌ترین آن اشاره می‌کنیم و شما با بررسی این علل و تطابق آن با وضعیت خود، بهتر قادر خواهید بود که علت اصلی عدم انگیزه‌تان نسبت به ازدواج را در خود تشخیص داده و به حل آن بپردازید. امّا دلایل عمده عدم انگیزه به ازدواج عبارتند از:

۱. چه بسا به این دلیل باشد که هدفی برای ازدواج کردن ندارید. ولی باید بدانید که هدف خاصی برای ازدواج لازم نیست، همین که سبب ارامش روحی و جسمی است کافی است، بلکه از اینکه همه مردم در طول تاریخ آن را به عنوان یک کار درست انجام داده‌اند معلوم می‌شود که خوب و لازم است.
۲. شاید شما در صفات و شرایط همسر، فرد ایده آل گرا هستید و به جهت نیافتن آن، سرخورده وبی انگیزه شده‌اید. اگر چنین است بدانید که انسان ایده ال وجود ندارد و اگر هم باشد شاید شما هم ایده ال آن فرد نباشید.
۳. چه بسا شما نسبت به انتخاب همسر وسواس داشته باشید و مدام ترس این را دارید که مبادا طرف بد باشد. اگر چنین است باید در موردش تحقیق کنید. البته تحقیق، احتمال خطر را از بین نمی‌برد، امّا احتمال کم، قابل اعتنا نیست؛ چون احتمال خطر کم در همه موارد هست و اگر قرار باشد به آن اعتنا شود، باید همه کارها تعطیل شود. از طرفی هم احتیاط در ازدواج، تا جایی درست است که جلوی اصل اقدام را نگیرد و گرنه خود این احتیاط مشکل ساز خواهد بود.

۴. شاید بر خلاف انتظار خود، تصور می‌کنید هرگز عاشق نمی‌شوید. اگر این طور است بدانید که عشق قبل از ازدواج نه تنها لازم نیست، بلکه مضر است و جلوی شناخت را می‌گیرد، ولی علاقه و پسند قلبی طرف مقابل هم لازم و کافی است.
۵. چه بسا با مشاهده زندگی بعضا تنش آلود اطرافیانتان و اینکه می‌ترسید یک روزی هم اگر شما ازدواج کنید مبتلا به چنین اختلاف و تنش‌هایی در زندگی شوید، لذا از ازدواج دوری می‌کنید و یا حداقل انگیزه‌ای برای شروع زندگی ندارید. اگر اینگونه باشد، در این زمینه عرض می‌کنم:

اولا زندگی بی اختلاف وجود ندارد، دنبال زندگی باشید که رضایتمندی مجموعی در آن هست. 
دوما: بسیاری از افراد متاهل هستند که اگر ازآنان سوال شود آیا از زندگی متاهلی خود رضایت بیشتری دارید ویا مجردی؟ اگر منصفانه به این سوال جواب بدهند معمولا می‌گویند زندگی متاهلی لذت، آرامش و رضایت بیشتری نسبت به زندگی مجردی خود دارند.
سوما: به ثمرات ازدواج مثل سرو سامان گرفتن زندگی، ارضای روحی و عاطفی، ورود به اجتماع و پیدا کردن شخصیت اجتماعی فکر کنید تا انگیزه شما زیاد شود. عملا خود را مجبور کنید؛ مثل اینکه به پدر و مادر بگویید مورد مناسب برای شما پیدا کنند و حتی با بی میلی هم که شده حرکت کنید تا تدریجا برای شما اسان شود.[البته برای ازدواج و عقد رسمی تا جایی پیش بروید که احساس کنید از ازدواج و طرف مقابل، کم‌کم خوشتان آمده و ... وگرنه اگر تا آستانه عقد هنوز بی میل باشید اصلا اقدام نکنید بلکه درآن صورت لازم است به صورت حضوری نزد مشاور بروید.]

۶. چه بسا به دلیل عدم نیاز جنسی و ... تمایلی به ازدواج نداشته باشید که البته بعید به نظر می‌رسد ولی اگر واقعا اینگونه باشد لازم است نزد متخصص بروید و از این بابت مطمئن شوید که مشکلی وجود ندارد.
بنابراین با تشخیص علت عدم انگیزه‌تان نسبت به ازدواج بهتر می‌توانید مشکل را حل کنید.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top