حدیث

مقاله

ازدواج با پسر کوچکتر از خود مشگلی نداره

سوال

با سلام

دختري23 ساله ام  دانشجوي ترم آخر كارشناسي.پارسال تلفني با پسري آشنا شدم كه 3سال ازم كوچيك تر بود و اهل يه شهر و استان ديگه فقط براي چن روز باهاش اس ميدادم بعدا  اصرار كرد كه باهاش بمونم و رابطه رو ادامه بديم من خودم دوس پسر داشتم تو شهره خودمون به همون پسري ك تلفني باهش بودم قضيه رو گفتم ايشون گفتن ايرادي نداره و مثل  داداشم ميشه منم قبول كردم و به قولشم عمل كرد با گذشت تقريبا1سال متوجه شدم ك واقعا پسره خوبيه و اينو بهم ثابت كرده بود و من بهش اعتماد كردم و همه اسرار زندگيمو بهش گفتم. هر چند همديگه رو نديده بوديم ولي به هم علاقمند شديم طوري كه با كمك اون من با دوس پسرم قطع رابطه كردم. ادرس خونه و همه چيزش دستم بود حتي با مادرشم حرف زدم منو به خانوادش گفته بود. و اصرار داشت كه منم به خانوادم بگم. ما عكس همديگه رو ديديم با پست براي هم كادو ميداديم خلاصه بدجوري به هم وابسته شديم و بالاخره ايشون به من پيشنهاد ازدواج داد. چون دوسش داشتم قبول كردم ولي حالا كه يه مدتي از پيشنهادش گذشته احساس ميكنم اشتباه كردم چون ازم3سال كوچيك تره و من اول رابطمون تقريبا خيلي چيزارو بهش دروغ گفته بودم البته بعدا واقعيت رو گفتم و اونم قبول كرد ولي بعده گفتن واقعيت من احساس حقارت ميكردم و فك ميكنم به زور با من مونده و ميخاد معرفت به خرج بده. هر وقتم ازش ميپرسم ميگه اشتبا ميكني و من تورو قبول دارم حتي قسم ميخوره و بهم اطمينان ميده.بخاطره حساسيت زياد من رو اين قضيه ايشون خيلي مغرور شدن و كاملا در رفتارش معلومه ولي همچنان ميگه تو زن مني بدون تو ميميرم. الان نميدونم چيكار كنم باهاش ادامه بدم يا نه؟ براي ازدواج باهاش بايد چن سالي منتظر بمونم اونم چون ازش مطمين نيستم و سن منم ميگذره موندم چيكار كنم لطفا راهنماييم كنين

پاسخ

سلام

برقراری رابطه کار درستی نیست ونباید  ادامه دهید چون همونجور که اتفاق افتاده شما به هم وابسته شدین و اگه این رابطه ادامه پیدا کنه وابستگی شما بیشتر میشه و اگه به هر دلیلی نتونین با هم ازدواج کنین برای فراموش کردنش رنج زیادی رو باید متحمل بشی.

لذا بهترین کاری که شما میتونی انجام بدی اینه که رابطت رو باهاش قطع کنی و بهش بگی اگه شما رو میخواد همین حالا باید رسما اقدام کنه تا ببینین به نتیجه میرسین یا نه؟ اگه گفت فعلا شرایط ازدواج رو نداره بهش بگو میتونی اقدام کنی تا اگه به تفاهم رسیدم اصل ازدواج رو مسلم کنیم و بعد چند سال صبر کنیم تا شرایطت فراهم بشه و عروسی کنیم.در مورد اینکه سه سال ازت کوچیکتره در صورتی که این اختلاف باعث اختلاف زیاد در سلایق و علایق و خواست ها نشه و شما ایشون رو بچه نبینی و بتونی مدیریتش تو خونواده رو قبول کنی و همچنین خانواده ها این اختلاف سن رو قبول کنن مشکلی نداره و میوتنین با هم ازدواج کنین.در مورد اینکه فکر میکنی سطح شما پایینتره و زیاد روش حساس شدی باید بگم حساسیت شما بی مورده چون وقتی ایشون همه چی رو میدونه و با این حال میخواد با شما ازدواج کنه پس دلیلی نداره که شما نگران باشی. بله اگه اختلاف خیلی زیاد باشه به حدی که فکر میکنی اگه ازدواج کنین خونوادت در مقابل اونها سرشکسته میشن در اون صورت اگه خانواده طرف اهل مراعات باشن مشکلی ایجاد نمیشه.

بنابراین اگه فکر میکنی مورد خوبیه و با هم تناسب لازم رو دارین نیاز به صبر کردن نیست بلکه بهش یه فرصتی میدی که اقدام کنه و اگه اقدام نکرد باید بیخیالش بشی چون همونجور که خودت گفتی صبر کردن به ضرر شماست و باعث میشه فرصت های ازدواجت رو از دست بدی بعلاوه هیچ تضمینی از طرف ایشون وجود نداره که چند سال دیگه بیاد یا نه ولی اگه اصل ازدواج مسلم بشه اوموقع میتونی مدتی رو برای عروسی صبر کنی. با این حال به نظر میرسه این قبول کردن پسر از سر عشق باشه نه عقل لذا حتما باید با کمک بزرگتر این مسئله رو بررسی کنین.

 

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top