حدیث

مقاله

قضیه پسر عمه !

من دختر 21 ساله ای هستم که پسر عمم که یک سال ازم بزرگتره به من ابراز علاقه کرده. ما تقریبا با خانواده عمم اینا به خاطر یه مساله خانوادگی سالها قهر بودیم و هیچ رابطه ای نداشتیم. تا اینکه یک سال پیش پدر بزرگ من به رحمت خدا رفت.با فوت پدر بزرگم، و با وساطت بزرگتر های فامیل این کدورت ها برطرف شد و ما دوباره با خانواده عمم اینا آشتی کردیم.در این سالها هم اغلب موقعیتی نبود که ما اونا رو ببینیم و به اون صورت برخوردی نداشتیم. تو مهمونیا و مراسمی هم که کل فامیل جمع میشدن اکثرا یا نمیرفتیم یا اینکه اگر هم مثلا عروسی یا مجلسی بود با اونا برخوردی و صحبتی نداشتیم.راستش رو بخواید کلا فامیل پدر من زیاد میونه خوبی با ما ندارند. مخصوصا با مادرم. یعنی از اول هم از مادر من خوششون نمیومد و مخالف این ازدواج بودن. خانواده مادری من بر خلاف خانواده پدرم اصلا مذهبی نیستند. کلا نوع فرهنگ این دوتا خانواده با هم فرق میکنه. ولی با تمام این اختلافات پدر و مادر من با هم ازدواج کردند و به خاطر همین مسایلی که گفتم پدرم رابطش رو با خانوادش محدود کرد و ما بیشتر به خانواده مادرم نزدیک بودیم. با یکی دو تا از عموها و عمه هام هم که اصلا رابطه نداشتیم. اینا رو براتون گفتم که راحت تر بتونم مشکلم رو بگم. راستش الان هم که رابطه ما با خانواده پدرم برقرار شده بیشتر حفظ ظاهره. یعنی کاملا میتونم این رو درک کنم که اون علاقه ای که مادر بزرگ و عمه هام به بقیه عروساشون دارن به من یا مادرم ندارن. البته مادر بزرگم واقعا من رو دوست داره. ولی خب به خاطر بعضی چیزا با اینکه عمه هام یا زن عموهام در ظاهر با ما گرم میگیرن ولی احساس میکنم که نسبت به بقیه دخترای فامیل زیاد هم من رو نمیپسندن و شاید خوششون هم نیاد.
پاسخ: ا توجه به سابقه ای که مطرح کردید ظاهرا شما با همدیگه اختلاف فرهنگی زیادی دارید و در صورت ازدواج با پسر عمه تون دوباره قضیه فعلی خانواده تون تکرار خواهد شد یعنی این بار پسر عمه تون به خاطر شما مجبوره ارتباطش را با خانواده قطع کند ، این در فرضی است که ازدواج تون صورت بگیره لکن برای رسیدن به ازدواج راه زیادی باقی است و مشکلات فراوانی سر راهتون وجود دارد
برای ازدواج با ایشون بهتره به این نکات توجه کنید
نکته اول حجاب: اینکه گفتید خانواده ایشون حجاب را کامل رعایت می کنند و مذهبی هستند عرض کنم که عمل اونها درسته و ما باید کار درست را قبول کنیم حتی اگر انجام دهنده اش دشمن ما باشد لذا وقتی شما می بینید منطق اونها به واقعیت نزدیک تره تبعیت از فرهنگ شون خوبه و شما هم اگر مثل اونها بشید ضرر نمی کنید.
نکته دوم درست شدن کارها بعد از ازدواج: اینکه پسر عمه تون گفته بعد از ازدواج همه کارها درست میشه اصلا نباید به چنین حرفی اعتنا کنی اتفاقا تا همه چیز درست نشده نباید ازدواج کنی یا بهتر بگم در ازدواج باید شخص مقابل را همون طور بپذیری که هست نه به امید شخصیتی بپذیری که در آینده ممکنه ایشون پیدا کنه لذا شما باید پسر عمه تون را به عنوان شخص معتقد به حجاب و با خانواده سنتی بپذیری و انتظار نداشته باشی که افکار شما را بپذیره یا اینکه ایشون شما را با همین تفکر بپذیره نه به امید اینکه در آینده تغییر خواهی کرد.
نکته سوم تغییر رفتار شما در پیش عمه: تغییر رفتار شما در جلو عمه تون اگر واقعی و از ته دل باشد خوبه ولی اگر صرف ازدواج باشد در صورت ازدواج اثرات منفی زیادی خواهد داشت حتی ممکنه زندگی تان را با شکست مواجه کند.
نکته چهارم: با توجه به سابقه ذهنی خانواده پدری از شما احتمال مشکل در صورت ازدواج تون زیاده چون حتی شما اگر تغییر هم کرده باشی اونها یه دید خاصی به شما خواهند داشت
نکته پنجم انتظار برای ازدواج: یک سال انتظار شما برای خواستگاری بی فایده است چون احتمال این ازدواج خیلی کمه و حتی در صورت ازدواج احتمال شکستش هم هست لذا دلیلی ندارد شما موقعیت های زندگی تون را از دست بدید لذا اگر خواستگار مناسب داشتید بهتره ازدواج کنید.البته می تونید به ایشون بگید که الان تلاشش رو بکنه و اون جوابی رو که یک سال دیگه می خواد بگیره الان معلوم کنه تا نه عمر شما تلف بشه و نه ایشون بی خودی یک سال امیدوار بمونه
نکته ششم گفتن مسئله: بهتره این مسئله را یه شخص بزرگتر به عمه تون بگه تا حد اقل ببینید عکس العمل ایشون چیه شاید ایشون کلا مخالف باشد و سریعتر به این ارتباط پایان دهد خودتون هم سریعتر خانواده را از این قضیه مطلع کنید تا جلو کدورت های احتمالی گرفته شود.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top