حدیث

مقاله

همسرم توان جنسی ندارد

دختری 25 ساله هستم با تحصیلات کارشناسی ارشد و از خانواده ای بسیار آبرومند و مطرح در شهر . پدرم استاد دانشگاه است و خودم نیز حدود 3 سال است در دانشگاه تدریس میکنم . حدود 4 سال پیش با جوانی ازدواج کردم . مهندس منابط طبیعی بود و از خانواده ای روستایی . ملاک من برای ازدواج ایمان و اخلاق بود و بقیه مسائل اهمیت نمیدادم . وقتی همسرم به خواستگاریم آمد تازه از سربازی برگشته بود و بیکار بود ولی چون حس کردم خصوصیات اخلاقی بسیار بارزی دارد به سطح ضعیف مالی خانواده اش و به بیکاریش اهمیت ندادم . 3 سال تمام از این کار به آن کار و آخرش هیچ به هیچ ... اوضاع کار خراب تر از آنی بود که فکرش را میکردیم . سرمایه ای هم نداشتیم که کاری راه بیندازیم . پدرم هم هرچه داشت برایم جهیزیه خرید و حتی خانه ای برایمان رهن کرد و عملا همسرم و خانواده اش یک هزار تومانی هم خرج این ازدواج نکردند . با تشدید مسئله بیکاری همسرم هر روز عصبی تر شد . تازه بعد از ازدواجمان متوجه شدم همسرم مشکل زود انزالی بسیار شدید نیز دارد طوری که همه روابطمان با خاطره بد و با گریه های من با اتمام میرسید . برای حل این مشکلش بارها به دکتر بردمش ولی یک مشکل دیگر همسرم نیز تنبلی و پشت گوش انداختن کارهایش است . درمانش را نیز پشت گوش می انداخت و به طور مداوم پیگیری نمیکرد . این شد که حتی درمان هم در مورد او بیفایده شد .اکنون همسرم به خاطر ناتوانی در ارضای من و نیز ناتوانی در تامین معاش و اینکه من خرج زندگی را میدهم به آن حد از عصبانیت رسیده است که حتی اگر یک خودکار از دستش به زمین بیفتد به شدذت عصبانی می شود و ناسزا می گوید . و من به جایی که دیگر توان تحمل عصبیت او را ندارم ضمن اینکه تماما خود را متضرر می بینم و حس میکنم هیچ چیز در این زندگی به نفع من نیست . نه به لحاظ مالی میتوانم به همسرم تکیه کنم و نه به لحاظ عاطفی . حتی نیازهای جنسیم نیز تامین نمیشود و اکنون من نیز تبدیل به آدمی پرخاشگر و عصبی شده ام و هر روز در ذهنم تصویر مردی مجازی را میسازم و با او درد و دل میکنم . همسرم به نیازهای عاطفیم بیتفاوت شده و میگوید رمقی ندارم که محبت کنم . مانده ام بر سر دوراهی . زندگی با این مرد برایم غیرممکن شده و از طرفی با جدایی خانواده ام ضربه بزرگی خواهند خورد . خانواده من از محبوبیت و شرافت خاصی در بین دوستان و اقوام برخوردارند و بسیار بسیار عاطفی و حساسند و من نیز فرزند اول خانواده و اولین تجربه ازدواج هستم . شک ندارم که بعد از جدایی خانواده ام بیش از من تاوان پس خواهند داد . شما بفرمایید چه کار کنم ؟ ذهنم بسیار درگیر شده است و ته دلم می خواهد بقیه عمرم را کنار مردی باشم که قدرشناس باشد و بتواند نیاز مرا چه عاطفی و چه زناشویی برطرف کند ولی جرأت طلاق گرفتن را به خاطر حرف ها و نگاه های مردم ندارم . منتظر پاسختان می مانم با تشکر
--------------------------------
سلام
ایمان و اخلاق برای ازدواج لازمه اما کافی نیس که متأسفانه شما توجه نداشتید .
ایمان فقط به معنی نماز خوندن و روزه گرفتن و ریش نتراشیدن و این چیزا نیس اینها بخشی از بروزات ایمانه که همگی واجبه اما نشانه های دیگر ایمان -که اتفاقاً از نظر دین بسیار مهم هستن- اون چیزاییه که شوهر شما نداره ، ایمان واقعی عبارت است از محبت ، خوش رویی ، احترام به همسر ، تلاش برای تأمین نیازهای مالی و عاطفی و جنسی خانواده ، قدر شناسی ، پرهیز از تنبلی ، ناسزا نگفتن و ... .
زود انزالی معمولاً قابل درمانه مگر این که شوهر شما به دلیل خود ارضایی مفرط دچار زود انزالی شدید و ضعف اعصاب و ضعف اراده شده باشه و همچنان به این کار ادامه بده که باید اول تکلیف خود ارضایی روشن بشه و بعد با مراجعه به متخصص اورولوژی و کلیه و مجاری تناسلی میتونه درمان کنه ، چه آسیب جسمی باشه و چه عصبی .
مرد اگه بخواد حتی شده از زیر سنگ می تونه کار پیدا کنه ، پشت میز نشینی به راحتی پیدا نمی شه اما شغلهای دیگه مانند مسافرکشی و ... پیدا می شه ؛ اگه ایشون یا شما این شغلها رو دور از شأن خودتون می دونید بهتره که تجدید نظر کنید .
اگه به دلیل شرایط خونوادگی ، طلاق شما خیلی براتون گرون تموم می شه ، اجازه ندید شوهرتون از این مسأله سوء استفاده کنه ؛ لازم به نظر می رسه که باید شوهرتون رو تهدید کنید ، مثلاً به او بگید که اگه درمانت رو پیگیری نکنی من طلاق می گیرم اگه جدی نگرفت در صورت صلاحدید با مشورت پدرتون حتی می تونید به دادگاه خانواده مراجعه کنید و تقاضای طلاق بدید شاید با دیدن احضاریه به خودش بیاد .
در نهایت اگه خواستید طلاق بگیرید ابتدا باید دو خونواده رو در جریان قرار بدید تا بشینن صحبت کنن و با صحبت سعی کنن پسر رو اصلاح کنن و همچنین در جریان مشکلات این پسر قرار بگیرن و خلاصه منطقی پیش برید تا در بین اطرافیان کاملاً معلوم باشه که مقصر کیه و از تبعاتی که گفتید کاسته بشه .
طلاق مثل تیغ جراحی بسیار حساس و خطرناک و دردناکه اما اگه به درستی استفاده بشه اثر شفابخش داره . اگه الآن طلاق بگیرید خیلی بهتر از اینه که چند سال دیگه با سن بیشتر و اعصاب داغون تر و روحیه کسل تر مجبور به طلاق بشید . به خاطر حرف مردم آسایش و سرنوشت خودتون رو خراب نکنید ، قطعاً خونواده شما نیز با اذیت شدن شما در این زندگی اذیت می شن و حاضرن با هر تاوانی ، خوشبختی و راحتی شما رو تأمین کنن .
البته باید به عواقب طلاق فکر کنید ، اگه نتونید بعد طلاق مجدداً ازدواج کنید اون وقت ممکنه حسرت این روزها رو بخورید و بگید یه مرد بی حال و بی کار و عصبانی بهتر از هیچی بود ؛ اما اگه فکر می کنید برای ازدواج مجدد مشکلی ندارید ، خودتون رو اسیر نکنید .
به این نکته هم توجه داشته باشید که طلاق آخرین راه حله ، شما گفتید «زندگی با این مرد برایم غیرممکن شده» ، اما تا جایی که امکان داره تمام سعی خودتون رو بکنید که شوهرتون رو درمان کنید تا زندگی با او براتون ممکن بشه ؛ حتی زندگی با کمی سختی ، بهتر از طلاقه .
گفتید که «هر روز در ذهنم تصویر مردی مجازی را میسازم و با او درد و دل میکنم» ، این عمل در کنار فوایدی که داره ضررهایی نیز داره و در مجموع شما رو از خوشبختی دور می کنه ؛ برای این که از فواید این کار بهره مند بشید و از مضرات این کار در امان باشید و به خوشبختی نزدیک بشید پیشنهاد می کنم امام زمان علیه السلام رو جایگزین اون مرد مجازی کنید ، با آن حضرت درد دل کنید ، به ایشون متوسل بشید و حل مشکل خودتون رو از ایشون بخواهید .
زمانی که سؤال شما به دست بنده رسید مشهد بودم و در واحد اینترنت کتابخانه آستان قدس رضوی سؤال شما رو دریافت کردم و در کنار ضریح مطهر امام رضا علیه السلام برایتان دعا کردم و در حالی که به سؤال شما فکر می کردم این حدیث را دیدم که ثامن الائمه فرموده اند: هرگاه مشکل شدیدی برایتان پیش آمد از ما اهل بیت کمک بخواهید .
إن شاء الله مشکلتان حل شود و به آنچه می خواهید برسید .

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top