حدیث

مقاله

ساپورت روحی همدیگر با رابطه نامشروع

23 سالمه. دانشجوی سال آخر دندونپزشکی. اخیرا با یه آقایی وارد رابطه شدم که از یک سال و نیم پیش می شناختمشون البته دورادور. ایشون 26 سالشونه و تازه پزشکی عمومی رو تموم کردن و دارن دوره نظام وظیفه رو می گذرونن.
از زمان اولین آشنایی به هزاران بهونه میشد که ما بیشتر به هم نزدیک شیم ولی عملا این اتفاق نیفتاد. تا اینکه بعد از مدت ها توی یه مکالمه تلفنی بحث به این سمت رفت که بخوایم ارتباطی رو شروع کنیم بدون اینکه هدفی براش در نظر گرفته شده باشه و البته با تاکید شدید ایشون که قصد ازدواج ندارن. خب من هم به تبع به خاطر شرایط خودم که موقعیت ازدواج رو الان ندارم، این مساله خیلی برام اهمیت نداشت.
خلاصه اینکه بین ما ارتباط شکل گرفت و البته به مسائل دیگه هم کشیده شد.
الان که حدود یک ماهه داره از این رابطه می گذره، هم به علت وابستگی های عاطفی که بینمون داره پیش میاد (البته بیشتر برای ایشون)، و هم به خاطر اینکه هردو به اصولی معتقدیم، دچار چالش شدیم.
از نظر فرهنگی و احساسی و... کاملا هم دیگه رو درک می کنیم. و این رابطه هیچ سودی هم که برامون نداشته باشه،در درجه اول به عنوان یه ساپورت روحی برای هردو داره عمل می کنه. و البته به خاطر درگیری های ذهنی هردو، داریم در مورد مسائل جنسیش بازبینی می کنیم که هنوز به نتیجه ای نرسیدیم!
و اما مسئله ای که باعث شد تا به اینجا بیام اینه که: خود ایشون به خاطر وابستگی که روز به روز دارن پیدا می کنن دچار مشکل شدن و برای همین سعی دارن یه فاصله ای ایجاد بشه. به خصوص که اصرار دارن این جریان به ازدواج ختم نشه و می گن که به من حس ازدواج ندارن. هرچند انقدر که اینو گفتن برای من هم دلزدگی ایجاد شده ...
با این وجود هرچقدر از بخش عاطفی رابطه بخواد کاسته شه، ارزش این رابطه برای من میاد پایین. و از طرفی هم من حرفم اینه که اگه قراره یه رابطه ای همین طور الکی شکل بگیره باید هر دوی ما پتانسیلش رو داشته باشیم که نداریم! و اگه هم قراره بینمون وابستگی ایجاد کنه باید به ارتباط زمان بدیم تا در صورتی که با هم مچ بودیم شرایطی برای پایداریش هم وجود داشته باشه! نه اینکه فقط به هم وابسته شیم و ته ماجرا صد در صد جدایی باشه!

خلاصه که با تمام این تفاسیر و صحبت هایی که با هم داشتیم، تصمیم گرفتیم کات کنیم و ادامه ندیم. ولی به 24 ساعت نکشیده، خود ایشون خواستن که دوباره ادامه بدیم و گفتن ما که با هم مشکلی نداریم تا به این زودی بخوایم جدا شیم! و خب من هم به خاطر حسی که بهشون داشتم جوابم مثبت بود!
الان راه حل منطقی و درست برای رابطه ما چیه؟ اینکه هر دوی ما الان شرایط ازدواج رو نداریم، به نظر دلیل موجهیه تا یه ارتباطی (حالا اصلا فقط به عنوان ساپورت روحی) رو ادامه بدیم؟
پاسخ
سلام
ادامه دادن این رابطه همونطور که خودت گفتی روز به روز وابستگی شما رو بیشتر می کنه؛ به خصوص برای شما که جنبه عاطفی رابطه، مهمتره؛ بر خلاف طرفتون که چون پسره، جنبه های دیگه بیشتر براش اهمیت داره و هر چند ممکنه رابطه عاطفی هم براش مهم باشه ولی صرف این رابطه اون رو راضی نگه نمی داره و بعد از مدتی به رابطه های دیگه مثل رابطه جنسی فکر می کنه و اگه اون موقع به هر دلیلی به خواسته هاش نرسه، یا به طور کلی شما رو رها می کنه و یا اینکه ناخواسته یا خواسته، با برخوردهای سرد، ضربه های عاطفی زیادی به شما می زنه تا تحت تاثیر این برخوردها، شما به خواسته هاش تن بدی.
لذا ادامه دادن این رابطه اصلا به صلاح شما نیست؛ چون اولا همونطور که گفتم وابستگی شما رو زیاد می کنه و اگه این رابطه به هر دلیلی به ازدواج ختم نشه -که خود طرف هم صریحا می گه قصد ازدواج نداره- ، شما برای فراموش کردن ایشون رنج زیادی رو باید تحمل کنی. ثانیا تو این مدت شما الکی کوله بار گناهت رو سنگین می کنی، به خصوص اگه تحت تاثیر عواطف تن به رابطه جنسی بدی. ثالثا تو این مدت به خاطر روابط عاطفی و امید به این که ممکنه نظر طرف عوض بشه و به هم برسین، ممکنه موقعیت های خوبی برای ازدواج برات پیش بیاد و از دستش بدی.
در مورد قطع رابطه هم بهش بگو این رابطه به صلاح ما نیست و باید تموم بشه. این جوری اگه ایشون شما رو بخواد حتما برای ازدواج اقدام میکنه و پا پیش میذاره. اگر هم نخواد با شما ازدواج کنه، شما بدون اینکه دغدغه ای تو زندگیت به وجود بیاد میتونی به ازدواج با کس دیگه فکر کنی.
در موزد اینکه فعلا شرایط ازدواج برای هیچ کدومتون فراهم نیست باید بگم اولا ازدواج اولیه شرط خاصی نداره ثانیا نبود شرایط ازدواج دلیل بر این نمیشه که کمبودهاش با روابط آزاد جبران بشه؛ چون این گونه روابط ضررهایی داره که فایده های اون مثل تسکین عاطفی، در مقابلش خیلی ناچیزه.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top