حدیث

مقاله

مشکلی که بعد از چهار سال هنوز عذابم می دهد

مشکل من درمورد مسائل مالی با خانواده همسرم هست که بعد4سال از ازدواجمان هنوز آزارم میدهد. هنگام عروسی ما خانواده شوهرم برخلاف تصورم هیچ کمکی به شوهرم که هیچ درآمدی نداشت نکردند و زیر خیلی مسائل که قرار گذاشته بودیم و رسم معمول وحتی ساده بود زندند و وقتی از شوهرم پرسیدم که ندارند یا نمی خواهند کمک کنند اول طفره رفت بعد گفت خانواده من اعتقادی به کمک دادن به پسر ندارند.بعدهم همیشه این حرفش را انکار کرد.بعد از مادرشوهرم پرسیدم اوهم گفت پسر بزرگ کردیم برای چی؟خرج مدرسش کردیم رفته دانشگاه ما براش دیگه چیزی بخریم؟اگر اینطور هست دخترشان را هم فرستادند دانشگاه پس چرا برای او خرج کردند و جهاز خریدند؟ خلاصه چاره ای جز فراموش کردن این رندبازی هایشان نداشتم اما حالا که نوبت به گرفتن از ما رسیده دیگه نمی تونم تحمل کنم.حالا هرچیزی داریم هم میخواهند از ما بگیرند.چون داشتند واول دروغ گفتند نداریم بعد که معلوم شد وضعشان همچین بد هم نیست که دارند جهاز کامل برای دخترشان و سفرخارج خودشان خرج کنند گفتند اعتقاد نداریم .من هم دلم نمی خواهد ذره ای از ما چیزی به انها برسد.درکل سال اداره شوهرم یک سفر مشهد به ما میدهد.به زور شوهرم می خواهد یا با انها برویم یا کلا انها بروند .انها هم اصلا ابایی از گرفتن حق ما ندارند.بلکه حق خودشان می دادند.سر این مسائل کلی دعوا داریم. اگر انها اعتقاد به خرج کردن برای پسر نداشتند ماهم نباید اعتقادی به دادن تمام زندگیمان به انها داشته باشیم حالا شما میگید چه کارکنم؟ایا با شوهرم یا مادرشوهرم رک بشینم صحبت کنم یا نه؟ البته ذکر این نکته هم مهمه که هم شوهرم هم مادرش ادمای عصبی در صحبت کردن هستند و همه چیز را زود به هم خبر میدهند.
تشکر از جوابتان
*جواب*
سلام
برخی از مسایل هستند که معمولا بروز و ظهورشان همیشه در بعد از عقد و ازدواج صورت می-پذیرد. مواردی از قبیل خساست همسر یا عدم کم مالی خانواده¬اش برای برگزاری مراسم عروسی و برآورده کردن نیازهای زوجین برای شروع زندگی.
در مورد کمک¬های ایشون به خانوادشون، باید توجه داشته باشید که اگر خانواده¬ی ایشون به این کمک¬ها احتیاج داشته باشند، بر ایشون لازم است که حتما به آن¬ها کمک کند، و شما نباید در این زمینه خودتون را ناراحت کنید. اما اگر به کمک¬های ایشون احتیاجی ندارند، و ایشون به عنوان یک عمل اخلاقی، و از این باب که هرکسی در قبال پدر و مادر خویش وظیفه¬هایی دارد، به آن¬ها کمک می¬کند، و کمک¬های ایشون به¬گونه¬ای است که چیزی از زندگی شما کم نمی¬گذارد، باز هم بهترین کار این است که خودتون را ناراحت نکنید. توجه داشته باشید که همیشه دست دهنده بالاتر است و سخاوت و بزرگی، دو گوهری هستند که خداوند متعال به هرکسی عنایت نمی¬کند. اما اگر کمک به آن¬ها، به زندگی شما ضربه وارد می¬کند و مقدمات معیشتی شما و همسرتان را به مخاطره می¬اندازد، در این صورت در یک فضای آرام و خیلی محبت¬آمیز این مساله را با همسرتان درمیان بگذارید؛ اگر ایشان پذیرفتند که هیچ، اما اگر عصبی شدند و مخالفت کردند، بهتر است که شما کوتاه بیایید.
توجه داشته باشید که هیچ انسانی در دنیا وجود ندارد که در حال تجربه¬ی یک زندگی ایدهآل و بدون دغدغه باشد، در تمامی زندگی¬ها، مشکلات ریز و درشت بسیاری وجود دارد، از این¬رو اگر به¬صورت مجموعی از همسرتان رضایت دارید، سعی کنید زندگی خود را تحت تاثیر این اتفاقات قرار ندهید. همسر شما نیز زمانی که متوجه شود، شما نسبت به کمک¬های ایشان به خانواده-اش ناراضی نیستید، محبتش به شما بیشتر می¬شود و سعی می¬کند که زندگی بهتری را برای شما فراهم کند.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top