حدیث

مقاله

در دیزی باز است حیای مرد کجا رفته!؟

این روزها در شبکه های اجتماعی، هر کس وارد گروهی میشود در زیر کلمه members آن گروه، عکسهایی از زنان و مردانی میبیند که شمارۀ تلفن آنان در کنار عکسشان قرار دارد. رفتار "برخی از" هموطنان (بیشتر مردان) در قبال این عکسها قابل تأمل و تحلیل است. آنان روزی چند بار مدام ذوق مرگ میشوند و از خودشان میپرسند: " یعنی اگه این دگمۀ send message را فشار بدم و بعد هر چی بنویسم و  send کنم فورا پیامم به اون طرف میرسه؟ نه!". مدام انگشت اشاره را روی صفحۀ تلفن همراه ُسر میدهند و عکسهای دیگران را یکی یکی مرور میکنند. روی بعضی از عکسها مکث میکنند؛ ضربۀ آرامی به عکس زده و صبر میکنند تا عکس در سایز بزرگ بالا بیاید. گاهی با دیدن برخی عکسها هیجان زده میشوند و با خودشان حرف میزنند:"اوه اوه. این عکسو نگاه کن. این حتما اهلشه! مگه میشه نباشه؟ رد خور نداره! الان یه پیام براش میفرستم"!!! و لحظه های خوش آنان همچنان ادامه مییابد.
ویکتور فرانکل متخصص مغز و اعصاب و روانپزشک اطریشی در کتابی؛ خاطرات خود را از دوران سخت و طاقت فرسای اسارت در اردوگاههای کار اجباری نازی ها شرح داده است. او بر اساس تجربیات خودش میگوید که باید مراقب کسانی بود که پس از اسارتِ طولانی مدت؛ آزاد می شوند. آثار تلخ محرومیت سختی که آنان تجربه کرده اند به آسانی برطرف نخواهد شد و به همین دلیل احتمال میرود که آنان بی مهابا دست به هر کاری بزنند. مثلا آنقدر غذا بخورند تا بمیرند! باید زمانی سپری شود تا آنان به زندگی عادی بازگردند. این؛ حکایتِ جامعۀ ماست. ابزارهایی مانند تلگرام، فرصتهای جدیدی فراهم کرده اند که دسترسی آسانتر به شمارۀ تلفن خانمها یکی از آنهاست. جامعه ما در خصوص ارتباط با جنس مخالف، آدمهای حریص، نامتعهد و محروم بسیاری داشته است. به همین دلیل برخی از هموطنان طاقتِ دیدنِ این همه شماره تلفن (از زنان) را ندارند. اساسا یاد نگرفته اند که دسترسی به شمارۀ تلفن هر فرد نمیتواند موجب فرصت طلبی و مزاحمت شود. متأسفانه در این خصوص فرایندِ اجتماعی شدن ما نیز ضعف هایی دارد. یعنی نه در کودکی بلکه در بزرگسالی باید یاد بگیرند که ارتباط محترمانه و مبتنی قواعد و اخلاق چگونه است؟ حفظ شأن آدم ها یعنی چه؟ حقوق طبیعی هر آدم چیست؟ چه هنجارهایی را باید در ارتباط با دیگران رعایت کرد، اینکه نوع پوشش یا آرایش یک دختر یا زن در یک عکس به معنای " دعوت نامه" نیست(جایی میخواندم که در دهه های قبل برخی از زنان معترضِ اروپایی روی دامن شان مقوایی می چسباندند و روی آن خطاب به مردان مینوشتند:" نگاه نکن. دامن تو را به چیزی دعوت نمیکند، این فقط یک دامن است").
 کم نیستند کسانی که در شبکه های اجتماعی بیشتر از آنکه نشان دهند آدم اند نشان می دهند که " نر " یا " ماده" اند!  انگار هویت انسانی ندارند. در این خصوص مسأله دیگر جامعه ما " بی اخلاقی" در فضای مجازی است. آدمهای حریص، بی تعهد، محروم، سرگشته و مبهوت! -که قبلا درباره آنان گفتم –در ارسال پیام های بی شرمانه مقیّد به هیچ حد و مرز اخلاقی و عرفی نیستند. احساس می کنند که هیچ کس آنها را نمی بیند. از هر عکسی خوششان آمد بی درنگ برای صاحب عکس پیشنهاد بیشرمانه میفرستند. متأهل یا مجرد بودن یا موقعیت اجتماعی صاحب عکس هیچ تأثیری در تصمیم آنان ندارد. در دیزی باز است و حیائی در گربه نمانده است! البته ناگفته نماند که بخشی از همین آدمهای محروم و مبهوت که پیشنهادهای بیشرمانه می فرستند خودشان متأهل اند و البته بسیار هم سخت گیر برای همسرشان!
شاید این دوره، دوره ای موقت باشد. یعنی آدمها با آزمایش و خطا؛ به تدریج یاد بگیرند که چه هنجارهایی را باید در ارتباطات اجتماعی رعایت کنند. ولی در این بین قطعا مشکلات و آسیب هایی بروز خواهد یافت که باید نسبت به آنها آگاه بود. این آسیبها در جاهایی بیشتر است که در آنها فاصله بین زندگی واقعی و آنچه در شبکه های اجتماعی جریان دارد بسیار زیاد است. جایی که در دنیای واقعی از تفکیک جنسیتی صحبت میشود و دنیای مجازی بار تبعات آنرا به دوش میکشد. جایی که نهادهای آموزشی و پرورشی؛ تعامل اجتماعی صحیح بین دختر و پسر را به دانش آموزان یاد نمیدهند. در دبیرستانها "روش محترمانه گفتگو با جنس مخالف و روش محترمانه و قاطعانه رد پیشنهاد" به جنس مخالف؛ در دروس مهارتهای اجتماعی گنجانده نمیشود. مدتی قبل یکی از همین صدها جملۀ حکیمانۀ منتشر شده در تلگرام را می خواندم که می گفت "هر آنچه بدون تشریح منطق و دلیل آن سرکوب شود به شکل دیگری باز  اجازه از نو داد

دکتر فردین علیخواه(جامعه شناس)

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top