حدیث

مقاله

دروغ درباره سن پسر

من 23 سال سن دارم.20 ساله بودم که ازدواج کردم والان 2 سال است که جداشدم.درطول این 2 سال همسر سابقم و مادرش بارها از من درخواست کرده اند که مجدداً به زندگی سابق خود برگردم. علت جدایی ما دخالتهای مادرشوهرم و تا اندازه ای خساست همسرم بود .ناگفته نماند که ما در یکی از اتاقهای خانه مادرشوهرم زندگی میکردم و همه چیزمان مشترک بود. همچنین در زمان خواستگاری همسرم بیان کرد که متولد سال59 است وبا این حساب 10 سال ازمن بزرگتربود اما بعداز ازدواج فهمیدم متولد54 است و در واقع 15 سال از من بزرگتر است. غیر از خساست خصیصه اخلاقی بدی نداشت. تحصیلات او دیپلم و تحصیلات من لیسانس است و اکنون هم قصد ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را دارم. سوال من این است آیا به نظرشما بازگشت من به زندگی سابقم البته این بار در یک خانه مستقل صحیح است؟ لطفاًراهنماییم کنید.
پاسخ
سلام
شما باید به چند نکته توجه داشته باشید
1.اختلاف سنی که اگه منجر به اختلاف در درک و نگاه به زندگی و سلائق و علایق نشده باشه و بتونید همدیگه رو درک کنید مشکلی نداره که احتمالا در اون مدتی که باهاش زندگی کردی به این مساله باید رسیده باشی که اختلاف دارید یا تفاهم.
2.در مورد تحصیلات هم اگه این بالا بودن شما منجر به فخر فروشی نشه و شما خودتو از او بالاتر نبینی و نخوای فخر فروشی کنی مشکلی نداره البته در صورت ازدواج ادامه تحصیل شما ممکنه این اثر رو بذاره که شما خودتو بالاتر از او بدونی و یا سطح درک و نگاه شما به زندگی با ایشون متفاوت بشه مگر اینکه ایشون اهل مطالعه باشه و یا معلومات خوبی داشته باشه و از سطح اطلاعات شما خیلی پائینتر نباشه.
3.مواردی که به خاطرش جدا شدی در صورتی که خواستی ازدواج کنی باید حل بشه یعنی زندگی در کنار مادر شوهر ، دخالت ها و خساست باید روشن بشه که مثلا دخالتی نباشه یا جدا از مادر شوهر زندگی کنید و مدیریت مالی بدون خساست باشه.
در نهایت هم باید این رو در نظر بگیرید که درسته که شما سن زیادی ندارید اما مطلقه محسوب میشید و تو جامعه ای که دخترها برای ازدواج مشکل دارند قطعا مشکلات مطلقه ها بیشتر خواهد بود.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top