حدیث

مقاله

از استادم خوشم اومده

دختری 24 ساله و دانشجوی ترم آخر ارشد هستم. متاسفانه به یکی از اساتید دانشگاه علاقمند شدم که از لحاظ سنی بسیار بزرگتر از من هستند(چهل و خرده‌ای سال و مجرد)
اوایل تصور می‌کردم احساسی که در من به وجود آمده است، از جنس علایق و هیجانات زودگذری است که ممکن است به دلیل نوع شخصیت و رفتار استادم در من ایجاد شده باشد و به زودی رفع می‌شود، ولی عواطف من روز به روز شدیدتر می‌شدند، تا جایی‌که می‌توانم با اطمینان بگویم عاشق استادم شده‌ام. 
این علاقه کاملا یکطرفه است و تمام زندگی من را تحت تاثیر خود گذاشته است. من تا به حال هیچ وقت به کسی علاقمند نشده بودم و این احساس کاملا برای من غریبه بود. از لحاظ خانوادگی و ظاهری هیچ مشکلی ندارم و خواستگاران زیادی هم داشته‌ام، امّا همیشه معتقد بودم، برای ازدواج با یک نفر باید حسی ویژه نسبت به او داشت و این حس هیچ وقت در هیچ کدام از این افراد برای من ایجاد نشد. 
به همین دلیل حاضر به ازدواج نشدم شاید به زبان دیگر کششی نسبت به هیچ کدام از خواستگارانم نداشتم ولی این حس ویژه و این کشش نسبت به یک مرد برای اولین بار در من به وجود آمده است تا جایی که حتی وقتی خواستگاری دارم ناخودآگاه استادم در ذهنم مجسم می‌شود. البته گاهی فکر می‌کنم استادم هم در این قضیه بی تقصیر نبوده است! من سعی کردم تا با هر شیوه‌ای ذهنم را از فکر کردن به این آدم منحرف کنم، سعی کردم تا او را نبینم، سعی کردم با افراد جدید و مناسب ارتباط بگیرم، تا شاید فراموش شود، ولی متاسفانه فکر او به طرز زجرآوری بر زندگی من سایه انداخته است. 
گاهی از خودم به خاطر وجود این علاقه که منشا آن را هم نمی‌دانم خجالت می‌کشم. لطفا به من بگویید چه بکنم تا این آدم از زندگی من محو شود؟

پاسخ سوال: 

به نظر می‌آید این عشق و علاقه شما به استادتان صرفا منشأ احساس داشته و جنبه منطقی و عقلی در بوجود آمدن این علاقه وجود نداشته است.

از طرفی این عشق و علاقه یک طرفه است و ادامه این روند هم به تحصیل شما و هم زندگی آینده شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

برای فراموش کردن این عشق بی سرانجام توصیه می‌کنیم، این راهکارها را بکار ببندید؛

- کلید فراموشی این است که دل شما از رسیدن به او نا امید شود.
- توجه کنید که این عشق مثل اعتیاد روح و جسم شما را نابود خواهد کرد و سعی کنید از آن متنفر شوید.
-خود را برای مدتی سختی کشیدن آماده کنید. از آنجایی که در آستانه امتحانات آخر ترم دانشگاه هستید، و دانشگاه به مدت چند ماهی تعطیل است، زمان مناسبی برای این است که روی خودتان کار کنید و اصطلاحا از جهت روحی و روانی خود را ریکاوری کنید.
-  فکر نکنید که فراموش کردن محال  است چون عده زیادی از دخترها توانسته‌اند پس شما هم می‌توانید  
- سعی کنید هرگاه به استادتان فکر می‌کنید، به صورت منطقی و عاقلانه به این موضوع نگاه کنید و نگذارید که تحت تاثیر احساسات برای خود تخیل سازی کنید.
- هر گونه نشانه‌ی او را از بین ببرید یا از خود دور کنید و جایی که شما را یاد او می اندازد نروید.
- خود را به حدی مشغول کنید تا وقت فکر کردن به او را نداشته باشید و همچنین اوقات فراغت را با یادگیری مهارتهای هنری، مهارتهای زندگی، تفریح و بازی و مطالعه و ... پر کنید.
- در نشستهای دوستانه و فامیلی و سفرهای جمعی و کلاسهای مختلف بیشتر شرکت کنید. 
- از تنهایی بپرهیزید.
- فعالیتهای ورزشی فکر شما را مشغول و انرژی شما را تخلیه می‌کند.
- ارتباط محبت آمیز با مادر و اعضای دیگر خانواده و یا دوستان صمیمی را تقویت کنید.
- ارتباط عاشقانه قلبی با خدا و اهل بیت(علیهم‌السلام) برقرار کنید و از آنجایی که در آستانه ماه مبارک رمضان هستیم، فرصت مناسبی است که معنویت و اعتقادات خود را ارتقاء دهید و از خدا بخواهید که این علاقه از دل شما دور شود.
- در صورت امکان، هرچه زودتر با فرد مناسب ازدواج کنید؛ چون اولا: محبت جدید محبت قبلی را کم رنگ می‌کند ثانیا: نیاز شما را به عشق و محبت جنس مخالف رفع می‌کند.

نکته: 
در مورد علاقه و عشق، به این توجه داشته باشید که برای ازدواج با فرد مناسب، لازم نیست که در همان جلسات خواستگاری نسبت به خواستگارتان عشق و علاقه زیادی داشته باشید؛ بلکه دوست داشتن طرف همین مقدار که او را برای ازدواج بپسندید و او را به عنوان همسر خود انتخاب کنید، کافی است و عشق و علاقه زیاد در ادامه زندگی با ایجاد انس و الفت وشناخت بیشتر از هم، بوجود می‌آید.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top