حدیث

مقاله

چطور می توانیم بر خشم و چشم، زبان مسلط شویم؟

چگونه زبان و چشم و عصبانيت خود را كنترل كنيم؟
پرسشگر گرامي، تلاش براي كسب فضائل اخلاقي و حذف رضائل اخلاقي بزرگترين عبادت در زندگي مي باشد كه شما مي خواهيد اين كار را انجام دهيد. خوشحاليم كه دوستان با ايماني چون شما مخاطب ما هستند.
دوست بزرگوار، در سوال شما سه مطلب مهم و اساسي وجود دارد كه بايد بصورت مجزا، تجزيه و تحليل گردد و راهكارهاي موثر در مورد هر كدام گفته شود.
مطلب اول: كنترل زبان
زبان مهم ترين كليد دانش و فرهنگ و عقيده و اخلاق است و اصلاح آن سرچشمه همه اصلاحات اخلاقي، و انحراف آن سبب انواع انحرافات است.
زبان ترجمان دل و نماينده عقل و كليد شخصيت و مهم ترين دريچه روح است. آن چه بر صفحه روح انسان نقش مي بندد. قبل از هر چيز بر صفحه زبان و در لابلاي گفته هاي او ظاهر مي شود. زبان در عين اينكه يكي از شگفت انگيزترين آفريدهاي پروردگار و از بزرگترين نعمتهاي او است ، مي تواند بسيار خطرناك و سرچشمه گناهان بيشماري باشد و خرمن سعادت انسان را به آتش بكشد.
پيامبر مكرم اسلام زيبايي انسان را در زبان او مي داند. «الجمال في اللسان»( بحار الانوار، ج77، ص 141.) سخن گفتن نعمت بسيار بزرگي است كه عامل تفهيم در زندگي اجتماعي آدمي است، هر چه اجتماع بزرگ تر و روابط گسترده تر شود نياز به خوب صبحت كردن و مقيد به آداب گفتگو شدن بيشتر مي شود. در جامعه كساني موفق ترند كه بهتر مي توانند خواسته ها و نظريات خود را بيان كنند و يا خوب و فصيح و زيبا سخن گويند، و از آنجا كه زبان مهم‏ترين وسيله ارتباط انسان‏ها با يكديگر و اطلاع رساني و مبادله افكار و انديشه‏ها است، مي‏توان آن را از فعال‏ترين عضو بدن ياد كرد، زبان بيش از هر چيز ديگر بر انسان حاكميت دارد، و هميشه در اختيار انسان است از اين رو اگر افسار گسيخته باشد، خطرات آن با خطرات هيچ يك از اعضاء ديگر قابل قياس نيست، آفات و گناهان كبيره‏اي كه از زبان برمي‏خيزد، بسيار است كه مي‏توان آن را به گفته بعضي به صدها رسانيد مانند: تهمت، دروغ، غيبت، سخن چيني، گواهي به باطل، خودستايي، اشاعه فحشاء و نشر اكاذيب، بيهوده گفتن، ناسزا گويي، خشونت با زبان، اصرار بي‏جا، تكدي گري و چاپلوسي با زبان، مسخره كردن، و آزار رساني به ديگران با زبان، نكوهش ديگران، كفران نعمت با زبان، تبليغ باطل و تشويق به گناه، وعده دروغ، بدزباني، نهي از معروف و امر به منكر با زبان و...
و بعضي از گناهان نيز به طور غيرمستقيم از زبان سرچشمه مي‏گيرد و مي‏تواند رابطه‏اي با زبان داشته باشد، مانند: ريا، حسادت، تكبّر، قتل نفس، زنا و روابط نامشروع و...
بر همين اساس از رسول خدا(ص) روايت شده فرمود: «انّ اكثر خطايا ابن آدم في لسانه؛ قطعاً بسياري از گناهان انسان از ناحيه زبان او است.» و نيز فرمود: «نجاة المؤمن في حفظ اللسان (نجات و رستگاري انسان با ايمان در كنترل زبان است از اين رو لازم است هر فردي براي كنترل و استفاده صحيح از زبان برنامه اي داشته باشد .
مهمترين اموري كه مي تواند ما را در كنترل زبان و پرگويي ياري كند عبارتند از:
1. توجه جدي به خطرات زبان: براي پرهيز آسيبهاي زبان قبل از هر چيز توجه كامل به خطرات آن لازم است. هر روز صبح كه انسان از خواب بيدار مي شود بايد به خود توصيه كند كه بايد مراقب خطرات زبانش باشد. زيرا اين عضو مي تواند انسان را به اوج سعادت يا خاك ذلت و شقاوت بكشاند. در حديثي از پيامبر اسلام(ص) چنين آمده است: هنگامي كه فرزندان آدم صبح مي كنند تمام اعضاي بدن به زبان هشدار مي دهند و مي گويند تقواي الهي را در مورد ما رعايت كن، چرا كه اگر تو به راه راست بروي، ما نيز به راه راست مي رويم و اگر تو به راه كج بروي ما نيز به راه كج مي رويم. [اخلاق در قرآن، آيه ا... مكارم شيرازي، ج 1، ص 319]
در ادامه برخي از احاديث هشدار دهنده را متذكر مي شويم
-حديثي از اميرالمومنان عليه السلام : كسي كه سخن بسيار بگويد خطا و لغزش او فراوان مي شود و كسي كه خطا و لغزشش فراوان گردد حياء او كم مي شود و كسي كه حيائش كم شود، پرهيزگاري اش كم مي شود و كسي كه پرهيزگاريش كم شود، قلبش مي ميرد و كسي كه قلبش بميرد، داخل آتش دوزخ مي شود. [نهج البلاغه، كلمات قصار 349]
- الكلام كالدواء قليله ينفع و كثيره قاتل سخن مانند داروست، اندكش مفيد زيادش كشنده است غرر الحكم، شماره 2182
2.سكوت: از طرف ديگر توجه به اهميت و آثار سكوت در روايات پيشوايان دين و طبيبان روح و جان انسان؛ فرد را از پرگويي نگه مي دارد. هر قدر انسان كمتر سخن بگويد، لغزش هاي او كمتر است و هر قدر بيشتر سكوت كند، سلامت او بيشتر است. علاوه بر اين تمرين و تجربه سكوت سبب مي شود كه انسان زبانش را در اختيار خود بگيرد و از طغيان و سركشي آن بكاهد. بايد توجه داشت كه مراد سكوت مطلق نيست چون بسياري از مسائل مهم زندگي اعم از معنويات و ماديات و عبادات و فرا گرفتن علوم و فضايل و اصلاح در ميان مردم، از طريق سخن گفتن است، بلكه منظور كم سخن گفتن، يا به تعبير ديگر خاموشي در برابر سخنان فساد انگيز يا مشكوك و بي محتوا و مانند آن است.
رواياتي كه ارزش و آثار سكوت را بيان مي كند ر.ك: (ميزان الحكمه، ج 5، ص 435):
1. سكوت طولاني را رعايت كن چون شيطان را از تو مي راند و در امر دين ياور و مددكار توست.
2. سكوت دري از درهاي حكمت است؛ سكوت محبت مي آورد و راهنما به هر كار خير است.
3. انسان ساكت هيبتش زياد است.
4. اگر سخن گفتن نشانه سخنوري است در سكوت سلامت و ايمني از لغزش است.
5. هيچ نگهباني چون سكوت نيست.
در حديثي جامع و جالب از اميرمومنان(ع) مي خوانيم: اگر دوست داري از سلامت نفس برخوردار شوي و عيب ها و كاستي هايت پوشيده بماند، كمتر سخن بگوي و بيشتر خاموش باش تا فكرت قوي و قلبت نوراني گردد. [تصنيف غررالحكم، ص 216، ش 4252 ]البته سكوت همواره امر مطلوبى نيست؛ چنانچه سخن گفتن نيز اين طور است. پس بايستى سخنان را طبقه‏ بندى كرد و در موارد لزوم سخن گفت. در موارد غيرضرورى نيز از سخن باز ايستاد؛ مثلاً اگر سخن گفتن براى هدايت كسى يا براى ابراز محبت به همسر و فرزند باشد، بسيار نيكو است. هم‏چنين احوال‏پرسى از ديگران و...؛ ولى اگر سخن لغو و بيهوده و يا خداى ناكرده مشتمل بر گناه باشد، در اين صورت بايستى از آن پرهيز كرد.
3.مراقبه :
داشتن حالت مراقبه نسبت به همه اعمال به ويژه گفتار و فعاليت هايي كه توسط زبان انجام مي گيرد و محاسبه و حسابرسي در هنگام خواب و در پايان فعاليت هاي روزانه عاملي مهم در كنترل زبان و بازداشتن آن از پرگويي است. كنترل دايم بر گفتار و سخنان هم چون پاسباني كه با چشم باز و حواس جمع مواظب اعمال مجرمان است و فعاليت هاي آنها را شديدا تحت نظر دارد و سپس حسابرسي و رسيدگي به پرونده اعمال زبان در طول روز، موجب مي گردد كه به تدريج گفتار انسان تحت كنترل درآيد و پرگويي انسان مهار گردد.
4.زمان بر بودن :
بايد توجه داشت كه منع زبان از پرگويي كاري تدريجي و طولاني است. انساني كه سالها به پرگويي و كنترل نداشتن بر زبانش عادت داشته و اين عمل در او به صورت ملكه درآمده است، نمي تواند يك روزه بر خلاف آن عمل كند، بلكه بايد قرار بر اين بگذارد كه هر روز مقداري از پرگويي اش را كم كند تا به تدريج با تسلط بر زبان و سخنانش بتواند به مقدار لازم و ضروري از زبانش استفاده كند و سخن بگويد.
توصيه‏ ها و راهكارهاي زير مى‏ تواند به شما كمك كند:
1.هر روز صبح با خود شرط كنيد كه زبان خود را به كنترل خود درآوريد و كمتر سخن بگوييد در طول روز نيز در موقعيت‏هايى كه احتمال خروج از حد معمول حرف زدن است اين شرط را به ياد آوريد.
2.در پايان روز نيز به حسابرسي عملكرد روزانه خود بپردازيد تا به تدريج تسلط كافى و كاملى بر سخن گفتن خود پيدا كنيد.
3.براي خود پاداشها و جريمه هائي را در نظر بگيريد و در پايان هر روز وقتي حسابرسي مي كنيد اگر در رسيدن به اهداف(كمتر حرف زدن)موفق بوديد به خود پاداش دهيد و اگر اهداف آن روز بدست نيامد نفس خود را تنبيه كنيد تا كنترل آنرا بدست خود بگيريد مثلا در ابتداي روز شرط كنيد كه اگر زياد روي در حرف زدن داشتيد يك روز روزه بگيريد .
4. دوستان متين و كم‏حرف را به عنوان رفقاى صميمى خود انتخاب كرده و با آنها بيشتر رفت و آمد كنيد.
5. در صورت امكان، هم‏اتاقى‏هاى حليم و كم‏حرف را انتخاب كنيد.
6. با اساتيد، بزرگان و افراد باتجربه‏اى كه قابل اعتماد و احترام شما هستند بيشتر رفت و آمد كنيد و از آنها الگو بگيريد.
7. ارزش و اهميت سكوت و كم‏حرف زدن را در لابه‏لاى كتب علمى، اخلاقى و روايات ائمه معصومين(ع) مطالعه كنيد و درباره آنها بيانديشيد.
8. رفتارهايي را كه مغاير با زياد سخن گفتن است، تقويت كنيد. مثل گوش كردن فعال ، توجه نمودن به گفته هاي ديگران و تفكر وتامل كردن نسبت صحبتهاي كه صورت گرفته
9. خود را با موقعيتهاي كه كمتر در آنها صحبت مي كنيد آشنا نمائيد مثلا مطالعه كتاب مورد علاقه ، مجلات و روزنامه
مطلب دوم: كنترل چشم
چشم چراني متاسفانه يكي از بيماري ها و عادت هاي ناپسندي است كه برخي از افراد جامعه به دلايل مختلف بدان دچار مي شوند. به منظور مبارزه با اين عادت ناپسند، اولا لازم است نسبت به مفهوم ، آثار و عواقب و زمينه هاي بروز آن آگاهي بدست آورد و سپس از راهكارهاي عملي براي كنترل آن سود جست. در نوشته زير تقريبا تمامي آنچه شما در زمينه كنترل چشم و درمان چشم چراني مورد نياز است آمده است.
معناي چشم چراني: چشم چراني در مقابل غض بصر و چشم پوشي ، به معناي نگاه خيره و شهوت آلود به نامحرم است كه با انگيزه لذت طلبي جنسي انجام مي شود. ما در روابط اجتماعي خود با ديگران چه جنس مخالف يا موافق به طور طبيعي با آنها ارتباط حضوري و كلامي داريم و به آنها نگاه مي كنيم ، نگاهي كه به هيچ وجه در آن بحث تحريك شهوت و لذت جنسي مطرح نيست ، اين نگاه ها داخل در مقوله چشم چراني نيستند ، ولي نگاه هاي ادامه داري كه با انگيزه لذت جنسي انجام مي شود و به تحريك شدن غريزه و ميل جنسي مي انجامد ، تحت عنوان چشم چراني تعريف مي شود.
در سوره احزاب نيز در يك جا به خانم ها دستور مي دهد: «در محاورات روزمره حالت عادي داشته و با ناز و كرشمه و طنازي صحبت نكنيد و در كوچه و خيابان با بدن هاي نيمه عريان و لباس هاي بدن نما، ظاهر نشويد.» چند آيه بعد مي فرمايد: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانيد.» (برداشت از آيه 32 و 33 سوره احزاب(
عوامل بروز بيماري چشم چراني:
محروميت جنسي:
ويلهم اشتگل محروميت هاي جنسي را عامل اين بيماري دانسته و مي گويند : محروميت هاي جنسي باعث مي شود كه (لي يبدو) در اعصاب چشم متمركز شود، با اين تمركز، بستگي عصب چشم با اعصاب جنسي توسعه يافته وشخص از چشم چراني لذت مي برد و با ديدن اندام جنس مخالف تحريك مي شود.[1]
خود نمايي زنان:
بيشترين عامل بروز اين بيماري در مردان حس خودنمايي در زنان است. مردان به طور طبيعي نسبت به زيبايي و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد يا بي حجاب با خودنمايي در عرصه جامعه اين گرايش مردان را تحريك مي نمايند. در تفاسير شيعه وسني ذيل آيه 30 سوره نور, نقل كرده اند كه: «روزي در هواي گرم مدينه، زن جواني در حالي كه روسري خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش او، پيدا بود، از كوچه اي عبور مي كرد، مرد جواني از انصار، آن حالت را مشاهده كرد و چنان غرق تماشا شد كه از خود و اطرافش غافل گرديد و به دنبال آن زن حركت نموده تا اين كه صورتش به شي اي اصابت كرد و مجروح گرديد، هنگامي كه به خود آمد، خدمت پيامبر(ص) رفت و جريان را براي او بيان داشت، اين جا بود كه آيات سوره مباركه نور در مورد پوشش زنان نازل گرديد.[2]
قرآن كريم براي رفع اين معضل اجتماعي در آيات شريفه سوره نور، از يك طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور مي دهد كه نگاه هاي خود را كوتاه ساخته و به نامحرم خيره نشوند و از فساد و آلودگي دوري كنند و از سوي ديگر به خانم ها دستور مي دهد پوشش مناسب را رعايت كرده و زيورآلات خود را آشكار نسازند. تا حوادث نظير حادثه اي كه آيه در ارتباط با آن نازل شده است، اتفاق نيفتد و جوانان از خود بي خود نشده و دنبال زنان و دختران نامحرم راه نيفتند و امنيت و آرامش خود و ديگران را خدشه دار نسازند.
در سوره احزاب نيز در يك جا به خانم ها دستور مي دهد: «در محاورات روزمره حالت عادي داشته و با ناز و كرشمه و طنازي صحبت نكنيد و در كوچه و خيابان با بدن هاي نيمه عريان و لباس هاي بدن نما، ظاهر نشويد.»[3] چند آيه بعد مي فرمايد: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانيد.» تمام اين برنامه و تأكيدها براي آن است كه: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفيف و پاكدامن بشناسند و موجبات آزار و اذيت آنان را فراهم نسازند(5). و چشم طمع ندوزند.[4] و در نتيجه امنيت و آرامش قشر خانم ها در سايه چادر و رعايت ضوابط شريعت و پوشش اسلامي، تأمين شود.
در ادامه قرآن كريم مي فرمايد: با اين راه و روش، اگر بيماردلان هوسباز اصلاح نشدند و به آزار و اذيت خانم ها ادامه داده و امنيت و آرامش آنان را تهديد كردند. برخورد شديدتري با آنان صورت خواهد گرفت: «اگر منافقان و بيماردلان «شهوت پرست» و كساني كه در شهر، اضطراب و نگراني به وجود مي آورند از اعمال زشت خود دست برندارند، ترا «اي رسول» عليه ايشان مي شورانيم، در آن صورت، مدت كمي در مجاورت با تو در اين شهر زندگي خواهند كرد و نابود خواهند شد.»[5] تا آرامش و امنيت در جامعه تأمين شود.
از مجموع مطالب ياد شده اين نتيجه به دست مي آيد كه رعايت حجاب و پوشش اسلامي براي زنان و مردان مؤمن ومسلمان، تكليف الهي است. رعايت آن، علاوه بر اين كه موجب عمل به دستورات الهي مي شود، شخصيت فردي اجتماعي و معنوي انسان محجوب و پاكدامن، سير صعودي پيدا كرده و نردبان تعالي و تكامل را يكي پس از ديگري طي خواهد كرد و از سوي ديگر در تأمين بهداشت روحي و رواني و آرامش خانواده ها و صفا، نورانيت و امنيت در جامعه نقش به سزايي ايفا مي كند. به اميد روزي كه جوامع اسلامي و انساني از تمام آلودگي ها تصفيه شود و زمينه حضور زنان و دختران بدون دغدغه و دلواپسي، در اجتماعات فراهم شود.
عواقب و آسيب شناسي چشم چراني:
عامل غفلت و فراموشي:
چشم چراني يكي از مصاديق حب دنيا و عامل مهمي براي بروز غفلت از ياد خدا و خود است. غفلت همان چالش اساسي است كه انسان در سر راه كمال و سعادت خود دارد و بيداري اولين نياز او براي حركت در اين مسير است. چشم چراني باعث مي شود كه انسان هر چه بيشتر به خواب رود و از بيداري و ياد خدا دور ماند.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ درباره مواظبت و حفاظت از چشمها فرمود: چيزي در بدن كم سپاستر از چشم نيست، خواسته اش را ندهيد كه شما را از ياد خدا باز مي دارد. لَيْسَ فِي الْبَدَنِ‌ شَيءٌ اَقَلَّ شٌكراً مِنَ الْعَيْنِ فَلا تُعطوها سٌؤلَها فَتَشْغَلكُم عَنْ ذِكْرِ اللهِ‌ عَزَّ وَجَل[6]
اولين گام انحراف عملي:
چشم چراني و نگاه به نامحرم, گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسي است. نگاه هاي آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش را به فتنه, انحراف و گناه مبتلا مي كند.
حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: چشم چراني، تخم شهوت را در دل مي كارد و چنين كاري براي نگاه كننده كافي است كه منشأ فتنه گردد.
نگاه كردن به ناموس ديگران،‌ خواست شيطان است. چشمي كه تيرهاي آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب مي كند، محل كمين شيطان است. شيطان از كمان چشم هاي او ناموس ديگران را نشانه مي گيرد. اَلنَّظرَةُ بَعْدَ النًّظرَةِ تَزرِعُ في الْقَلبِ الشَّهْوَةَ وَ كَفي بِها لِصاحِبِها فِتْنَ[7]
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : نگاه به نامحرم تير زهرآلودي از تيرهاي شيطاني است. انَّظَرُ سَهمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبليسَ ...[8]
پس بايد مراقب چشمان خويش باشيم، تا شيطان از آن براي تخريب ايمان ما و ناموس مردم استفاده نكند.
حسرت و اندوه طولاني:
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: چه بسا نگاه هايي كه غصه هاي طولاني را در پي دارد . به اين معني كه چشم قوي ترين ابزار حسي است . يعني ميدان آستانه تحريك چشم از بقيه حواس بيشتر است و بيشترين تحريكات حسي را دريافت مي كند و اين دل است كه بعد از نگاه به كار مي افتد يعني آنچه را ديده ، مي بيند ، دل طلب مي كند و چون امكان رسيدن به آنچه ديده شده فراهم نمي شود ؛ افسردگي و رنجوري عايد انسان مي شود .
از فحواي حديث رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ كه فرمود: همه چشمها روز قيامت گريانند جز سه چشم: چشمي كه از ترس خدا بگريد، چشمي كه از نامحرم فرونهاده شود، چشمي كه در راه خدا (و پاسداري از كيان اسلام) شب زنده دار باشد, فهميده مي شود كه علاوه بر حسرت دنيوي, فرد چشم چران در آخرت از فرط حسرت و پشيماني چشماني گريان خواهد داشت. كُلُّ عَيْنٍ باكِيَةٌ يَومَ القِيامَةِ اِلّا ثَلاًًثَةُ اَعيُنٍ: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشيَةِ اللهِ وَ عَيْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَيْنٌ باتَت ساهِرَة في سبيلِ الله [9]
به خطر افتادن امنيت و سلامت جامعه:
در واقع، نگاه هاي آلوده، مسموم و شهوت انگيز، آتش درون را شعله ور مي سازد كه فرايند و محصولي جز فحشا، سياهي دل؛ مشكلات و نارسايي هايي اجتماعي، نخواهد داشت. چشم چراني دام شيطاني، بذر شهوت و رويشگاه فسق و فجور است كه دل را مي لرزاند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در جامعه مي شود.
لذا چشم چراني، اين تير مسموم و زهرآلود شيطاني اگر بدون قيد و بند، رها شود يقيناً سلامت و امنيت طرفين را به خطر مي اندازد، جوان و نوجواني كه به كوچه و خيابان راه مي افتد اگر دستور اسلام را رعايت نكرده و نگاهش را كوتاه نكند و از طرف ديگر، كساني كه بايد حجاب و پوشش اسلامي را رعايت كنند، رعايت نكنند، چشم جوان به صحنه هاي شهوت انگيز خواهد افتاد، و نيروي قدرتمند شهوت به جوشش و غليان آمده و تحريك خواهد شد، درچنين شرايط حساس و خطرناكي، اين جوان، يا بايد به عياشي، فساد و تجاوزگري روي آورد و به خواسته هاي قوه شهواني جواب مثبت دهد، امنيت خود و ديگران را به خطر اندازد، و يا با تخيل و تصور، با حالت افسرده و پريشان، زندگي بيمار گونه خود را ادامه داده آسايش و آرامش خانواده را برهم زند.
ايجاد نگراني و اضطراب :
آنچه از مجموع آيات، روايات و تجربيات كارشناسان به دست مي آيد اين است كه: چشم چراني هاي هوس آلود بدحجابي و بي حجابي زنان و دختران بي بند و بار از جمله عوامل مؤثر در ايجاد اضطراب ونگراني افراد و خانواده ها و هرج و مرج و ناامني در جامعه به حساب مي آيد. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش هاي اسلامي از جمله حجاب و پوشش اسلامي، رعايت شود از چشم چراني و نگاه هاي آلوده جلوگيري به عمل آيد وخانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و مكالمات روزمره، دستورات شرع مقدس را رعايت كنند يقيناً زمينه هاي فساد زدوده شده دام هاي شياطين برچيده خواهد شد، آرامش روحي و رواني براي افراد و خانواده ها، نظم، ثبات و امنيت در جامعه پديد خواهد آمد. امام علي(ع) مي فرمايد: «كسي كه نگاهش را كاهش دهد، قلبش آرام مي گيرد.»[10] و نعمتي بالاتر از آرامش قلب، وجود ندارد. اين موهبت بزرگ اگر در اعضا و افراد جامعه، محقق شده و تجلي پيدا كند، جامعه نيز به طبع اعضا و افراد خود، داراي امنيت و آرامش خواهد شد.
عذاب اخروي:
علاوه بر ابتلا به عواقب دنيوي، «چشم ناپاك» از عذاب و شكنجه الهي نيز بي نصيب نمي ماند. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : آن كه چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر كند، روز قيامت، خداوند چشمانش را با ميخ هاي آتشين و از آتش پر كند، تا وقتي كه به حساب مردم رسيدگي كند، سپس امر مي شود كه او را به جهنم ببرند. مَنْ مَلَاَ عَيْنَيْهِ مِنِ امْرَأَةٍ حَراماً حَشاهُما اللهُ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ القِيامَةِ بِمَساميرَ مِنْ نارٍ وَحَشاهُما ناراً حَتّي يَقْضِيَ بَيْنَ‌ النّاسِ ثُمَّ يُؤمَرُ بِه اِلَي النّارِِِ[11]
چشم پاكي و نتايج آن :
هر يك از اعضاي بدن مؤمن نسبت به عبادت پروردگار متعال وظيفه خاصي بر عهده دارد كه اگر بدان وظيفه عمل كرد، ارزشمند است.
چشمي كه به نگاه حرام آلوده نگردد، سبب بركات زير مي گردد:
1- ديدن شگفتيها:
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: چشمهايتان را (از نامحرم) بپوشانيد تا عجايب و شگفتيها را ببينيد. غُضُّوا اَبْصارَكُم تَرَوْنَ الْعَجائِبَ[12]
2- راحتي قلب:
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: آنكه از نامحرم چشم خود را فرو نهاد، قلبش را راحت كرده است. مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ اَراحَ قَلْبَهُ[13]
3- نيك خويي:‌
همچنين آن حضرت فرمود: كسي كه نگهاه هايش كنترل شود، صفاتش نيكو گردد. مَن‌ غُضَّتْ اَطرافُهُ حَسَنَتْ اَوصافُهُ[14]
4- پاداش الهي:
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: هر كسي زني را ببيند و بلافاصله ديده اش را به آسمان بدوزد يا چشم فرو بندد، چشم باز نگرداند مگر اينكه خداوند حوريان بهشتي را به عقد او در آورد. مَنْ نَظَرَ اِلي امْرأَةٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ اِليَ السَّماءِ اَوْ غَمَضَ بَصَرَهُ لَمْ يَرْتَدَّ اِلَيْهِ بَصَرُهُ حَتّي يُزَوَّجَهُ اللهُ مِنَ الْحُورِ العينِِ[15]
5- چشيدن شيريني ايمان:
پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: نگاه (به نامحرم) تير زهرآلودي از تيرهاي شيطان است و هر كس آن را از ترس خدا ترك كند، خداوند چنان ايماني به او عطا كند كه شيريني اش را در دل خويش احساس كند. اَلنَّظَرُ سَهْمٌ مَسموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبْليسَ‌ فَمَنْ تَرَكَها خَوْفاً مِنَ اللهِ اَعطاهُ اللهُ ايماناً يَجِد حَلاوَتَهُ في قَلْبِهِِ[16]
6- بروز صفت شجاعت:
شجاع ترين مردم كسي است كه بر خواهش نفساني اش چيره شود. اَشْجَعُ النّاسِ مَنْ غَلَبُ هَواهُ[17]
معالجه خوي زشت چشم چراني:
در قرآن آمده است : «قل للمومنين يغضوا من ابصارهم » به مومنين بگو چشم هاي خويش را بپوشانند. يغضوا از ماده غض به معني نگاه و صوت كوتاه مي باشد و نقطه مقابل آن خيره نگاه كردن و صدا را بلند كردن است . منظور اين است كه انسان به هنگام نگاه كردن معمولاً منطقه وسيعي را زير نظر مي گيرد ؛ هر گاه نامحرمي در حوزه ديد قرار گرفت ، چشم را چنان فرو گيرد كه آن نامحرم از منطقه ديد مستقيم و عميق او خارج شود ، يعني به او نگاه خيره نكند اما راه و چاه خود را نيز ببيند. درحديثي كه ويژگي هاي رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ را توصيف مي كند چنين آمده است : « و اذا فرح غض طرفه » وقتي كه خوشحال مي شد چشمانش را به صورت نيمه بسته در مي آورد . مرحوم مجلسي اين جمله را در بحارالانوار چنين تفسير كرده است: پلك چشم را مي شكست و سر را پايين مي انداخت و چشمها را نمي گشود ، چنين مي كرد تا از سبكسري و سرمستي به دور باشد . پس غض بصر يعني كم كردن نگاه و خيره نشدن.
چشم پوشي ، وظيفه شرعي يك مسلمان: قرآن كريم غض بصر و چشم پوشي از نگاه به نامحرم را وظيفه مسلمانان اعلام كرده و به زن و مرد توصيه كرده است كه مواظب چشمان خود باشند. قرآن كريم مي فرمايد: به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند، اين براي آنها پاكيزه تر است و خدا به آنچه مي كنند، آگاه است. قُل لِلمؤمِنينَ يغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ يَحفَظُوا فرجَهُمْ ذلِكَ اَزْكي لَهٌم اِنًَّ اللهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعونَ[18]
و پس از آن فرمود : به زنان با ايمان بگو چشمانشان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند. وَ قُلْ لِلْمؤمِناتِ يَغْضُضنَ‌مِنْ اَبْصارِهنَّ وَ يَحفَظنَ‌ فُروجَهُنًّ...[19]پس خواست قرآن رعايت عفت عمومي براي زن و مرد است و اين كار را وظيفه ضروري و واجب مومنين شمرده شده است.
نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است و نگاه كردن به صورت و دستها، اگر با قصد لذّت باشد، حرام است، بلكه احتياط واجب آن است كه بدون قصد لذت هم نگاه نكنند و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم حرام است[20]
در روانشناسي ديني نيز ارتباط نزديكي ميان نگاهداري چشم از نامحرم و نگاهداشتن دامان از آلودگي به زنا وجود دارد .
اما در مورد چرايي تقدم غض بصر بر حفظ فرج سيد قطب مي نويسد : « حفظ فرج پي آمد طبيعي خواباندن چشم است و گامي است در استواري اراده و هوشياري در حفاظت از افتادن در گناه و تسلط بر خواهشهاي نفساني ، از اين رو بين آن دو ، در يك آيه جمع كرده تا نشان دهد يكي سبب و ديگري نتيجه آن است . و هر دو گامهايي هستند پي در پي در صفحه دل و صحنه زندگي ![21]
همچنين درباره شوخي كردن با نامحرم فرمود : هر كسي با زن نامحرمي شوخي كند براي هر كلمه اي كه با او در دنيا سخن گفته، هزار سال در جهنم زنداني مي شود. مَنْ فاكَهَ بِامْرَأَةٍ لا يَمْلِكُها حُبِسَ بِكُلِّ كَلِمَةٍ كَلَّمَها فِي الدُّنيا اَلْفَ عامٍ فِي النّارِ...[22]
حضرت علي ـ عليه السلام ـ به نقل از انجيل مي فرمايد : « در تورات نوشته شده زنا نكن ، ولي من مي گويم اگر حتي با نظر شهوت آلود به كسي نگاه كني همان وقت در دلت با او زنا كرده اي[23]. و نيز مي فرمايد : « نابينا بودن بهترازنگاه هاي نامشروع است » پس فاصله بين نگاه و گناه اندك است
قرآن مجيد حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ را به عنوان قهرمان ميدان «عفاف» مطرح مي كند تا جوانان مسلمان كه در پي قهرمان يابي و الگوپذيري هستند، از يوسف ـ عليه السلام ـ كه شجاعترين مرد روزگار خود در مخالفت با هواي نفس و شيطان بود پيروي كنند.
نكته شايان توجه در داستان حضرت يوسف ـ عليه السلام ـاستمداد از خداي سبحان و پناه بردن به قدرت سرمدي اوست كه هيچ چيز جز ايمان به پروردگار نمي تواند جلوي نفس سركش و غريزه نيرومند شهوت را بگيرد.
از اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ سؤال كردند : به كمك چه چيزي مي توان چشم از نامحرم پوشيد؟ پاسخ داد : با خاموش كردن آتش شهوت، زير نظر قدرتمندي كه بر مخفيگاهت آگاه است. بما يستعان علي غمض بصر؟ قال بالخَمُودِ تَحْتَ السُّلطانِ الْمُطَّلَعِ عَلي سَتْرِكَ[24] نكته ظريف ديگري كه در مسأله ناموس ‌نهفته است و روايات نيز آن را تأييد كرده اند اين است كه به هر دستي بدهي به همان دست پس مي گيري، چنان كه فرموده اند : آن طور كه جزا دهي جزا بيني. «كَما تُدينُ تُدانُ[25] امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: در زمان حضرت موسي ـ عليه السلام ـ مردي با زني زنا كرد وقتي به خانه خويش آمد، مردي را با زن خود ديد، آن مرد را نزد حضرت موسي آورد و از او شكايت كرد. در آن لحظه جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت: هر كس به ناموس ديگران تجاوز كند به ناموس اش تجاوز كنند. حضرت موسي به آن دو فرمود: با عفت باشيد تا ناموستان محفوظ بماند[26]بنابراين، مؤمن با غيرت هرگز به ناموس ديگران نگاه حرام نمي كند، چرا كه نمي خواهد كسي به ناموسش نظر بد داشته باشد.
هر كه باشد نظرش در پي ناموس كسان
پي ناموس وي افتد نظر بوالهوسان
شخصي از امام صادق ـ عليه السلام ـ پرسيد: آيا نگاه كردن به پشت سر زنهايي كه عبور مي كنند جايز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما اين گونه نگاه كنند، خوشنود مي شويد؟! آنگاه فرمود: براي مردم همان را بخواهيد كه براي خود مي خواهيد.[27]يكي ديگر از راه هاي پيشگيري از انحراف اين است كه مؤمن با نامحرم در جاي خلوت اجتماع نكند، چرا كه دور از چشم مردم، زمينه لغزش و انحراف فراوان است.
پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: آن كه به خدا و روز جزا ايمان دارد نبايد در جايي بخوابد كه صداي نفس زن نامحرم شنيده مي شود .مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ و اليَوْمِ الاخِرِ فَلا يَبيتَ في مَوْضِعٍ تُسمَعُ نَفَسُ امْرأَةٍ لَيْسَتْ لَهُ بِمَحرَمٍ[28]
اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتي باشند كه كسي در آنجا نباشد در حالي كه ديگري هم نتواند وارد شود چنانچه بترسند كه به حرام بيفتند، بايد از آنجا بيرون بروند .[29]اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ فرمود: هيچ مردي با زني(نامحرم) خلوت نكند. اگر مردي با زن بيگانه اي خلوت كند، سوّمي آن دو شيطان است .لا يَخْلُوا بِامْرَأَةٍ رَجُلٌ، فَما مِنْ رَجُلٍ خَلا بِامْرَأةٍ الّا كانَ الشًّيطانُ ثالِثَهُما[30]
امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ براي گريز از خطر آلوده شدن و رهايي از دام شيطان هنگام رو به رو شدن با نامحرم، اين گونه رهنمود مي دهد:
اگر يكي از شما زني را ديد و خوشش آمد، چشم از او برداشته، نزد همسر خود رود كه آنچه او ديده است، همسرش نيز دارد و مواظب باشد كه شيطان را بر دل خويش راه ندهد و آن كه متأهل نيست، دو ركعت نماز بخواند و خدا را زياد سپاس گويد و صلوات بر پيامبر و خاندانش فرستد، آنگاه از فضل خدا بخواهد و خدا نيز با رحمت خويش او را از راه مباح بي نياز مي گرداند .[31]
به اميد آنكه با ياري خداوند، تمام اعضاي خويش را از آلوده شدن حفظ كنيم و عفت و پاكدامني بر جامعه اسلامي سايه گستر باشد ان شاء الله.
مطلب سوم: خشم
عصبانيت، جلوه خشم و غضب است و غضب در واقع يك حالت نفسانى و درونى است كه آدمى را وادار به رفتارى پرخاشگرانه وغلبه و انتقام نسبت به ديگرى مى‏كند. البته اصل «قوه غضب» در حفظ و بقاى انسان نقش به سزايى ايفا مى‏كند؛ اما اين قوه نيز مانند ساير قواى نفسانى بايد كنترل و در جهت صحيح از آن استفاده شود و از افراط و تفريط نسبت به آن اجتناب گردد؛ زيرا افراط در آن موجب ناكارآمدى فكر و عقل مى‏شود و خطرات و خسارات جبران ناپذيرى را در پى دارد. تفريط در آن نيز موجب جبن و خوارى مى‏شود و از پيامدهاى بد آن بى‏غيرتى و بى‏تفاوتى نسبت به مسئوليت‏هاى فردى و اجتماعى است. البته بحث ما در اينجا، بيشتر مربوط به جنبه افراطى غضب و (عصبانيت) است؛ از اين رو زيان‏هايى كه ناشى از شعله‏ور شدن غضب را به اختصار بيان مى‏كنيم، راه‏كارهايى به منظور كنترل آن بيان مى‏كنيم.
از آثار بد غضب اين است فرد غضبناك و عصبانى رفتارهاى نادرستى - مانند فحش دادن و پرخاشگرى كلامى، شماتت، مسخره كردن، فاش كردن اسرار و بدگويى از ديگران - را از خود بروز مى‏دهد. علاوه بر اين موجب دشمنى دوستان و شماتت دشمنان، انزواى اجتماعى، افسردگى و بيمارى‏هاى جسمانى و روانى مى‏شود. بنابراين كنترل عصبانيت امرى بايسته و اجتناب‏ناپذير است؛ وگرنه موجب هلاكت انسان و خسارات جبران ناپذيرى مى‏شود.
غضب، فكر و عقل انسان را ناكار آمد و زمين گير مى‏كند؛ چنان كه پيامبر اكرم(صل الله و عليه و آله) فرمود: «غضب، دل مرد دانا را هلاك مى‏كند» خشم و غضب نابه‏جا، آتشى شيطانى است كه از درون انسان شعله كشيده و انسان را به سوى آتشى ابدى رهنمون مى‏شود. امام باقرعليه السلام مي فرمايند:«ان هذا الغضب جمرة من الشيطان توقد فى قلب ابن آدم...»[32]«خشم پاره آتشى شيطانى است كه در قلب انسان شعله‏ور مى‏شود...»همچنين مي فرمايند:«ان الرجل ليغضب فما يرضى ابداً حتى يدخل النار...» «[گاه ]شخصى به خشم مى‏آيد و در آن پيش مى‏رود و راضى نمى‏شود تا آن گاه كه داخل آتش شود».[33]
توصيه هايي براي حفظ آرامش در زندگي و عصباني نشدن
1. از حساسيت بيش از حد در هر زمينه بپرهيزيد.
2. در هر مسئله‏اى، ابتدا از ديگران انتظار بدترين برخورد را داشته باشيد و خود را براى تحمل آن آماده كنيد. اين نكته باعث مى‏شود، برخوردهاى خوب بيش از انتظار، در شما ايجاد خشنودى كند. اگر هميشه انتظار برخورد خوب داشته باشيد، چه بسا نتيجه عكس خواهيد گرفت.
3. با خود شرط كنيد كه هيچ گاه و در هيچ شرايطى، برخورد تند نداشته باشيد و اگر ناگهان از شما برخورد تندى سر زد، خود را جريمه كنيد. براى مثال تصميم بگيريد - يا در صورت امكان نذر كنيد - اگر بر سر كسى فرياد زديد، فلان مبلغ را صدقه بدهيد، يا نماز شب بخوانيد و يا يك روز روزه بگيريد. اين گونه جريمه معنوى نبايد نگاه انسان به عمل نيك را منفى كند؛ بلكه بايد آن را با يك تير دو نشانه زدن به حساب آورد؛ يعنى از طرفى رشد و تعالى معنوى و كسب تقرب مستقيم به سوى خدا و از طرف ديگر بازداشتن از بدى‏ها و زشتى‏ها. كارآيى اين روش، بسيار بالا است و بسيارى از علماى بزرگ، بدين سان تمرين عملى و خودسازى كرده‏اند.
4. با افراد خوش خلق و غير عصبى معاشرت كنيد.
5. از موقعيت‏هايى كه زمينه تندخويى در آن فراوان است، اجتناب كنيد و در موقعيت‏هايى حضور يابيد كه رفتار پرخاشگرانه در آنجا ديده نمى‏شود و از شرايطى كه شما را به رفتارهاى تند دعوت مى‏كند، دورى گزينيد.
6. از خواندن قرآن به مقدار زياد و در نوبت‏هاى متعدد در روز غفلت نورزيد. قرآن تأثير زيادى در رسيدن به حالت سكينه و آرامش درونى دارد. عبادت‏هاى خود، مانند نماز را در اول وقت و با حضور قلب كامل به جا آوريد كه تأثير بزرگى در رسيدن به اطمينان خاطر دارد و آدمى را از درون به آرامش مى‏رساند.
7. هر گاه عصباني شديد اين مطلب را به خود متذكر شويد كه من الان عصباني هستم، در واقع خودآگاهي هيجاني مقداري از عصبانيت شما مي كاهد.
8. به هنگام بروز عصبانيت و تندخويى، سريع حالات خود را تغيير دهيد. براى مثال اگر ايستاده‏ايد، بنشينيد و اگر نشسته‏ايد، دراز بكشيد و صورت خود را با آب سرد بشوييد. يك ليوان آب خنك بياشاميد و خود را از آن موقعيت دور سازيد.
9. به هنگام عصبانيت چند نفس عميق بكشيد و سعي كنيد به چيزي فكر نكنيد.
10. يكي از راهكارهاي مفيد براي كاهش خشم و عصبانيت اين است كه در هنگام عصبانيت با دوستان ديگر ارتباط برقرار كرده و با آنها راجع به مسائل ديگري غير از مسئله خشم آور صحبت كنيد. شايد اين عمل در حين عصبانيت كار سختي باشد ولي اگر شما خواهان آرامش هستيد بايد اين كار را انجام دهيد صحبت كردن راجع به مسئله ديگر به شما كمك مي كند تا نتوانيد به موضوع خشم آور فكر نكنيد.
11. اگر امكان دارد، هنگام عصبانيت يا بى‏حوصلگى و كسالت، يك دوش آب ولرم بگيريد. بعد از استحمام و به هنگام خروج از حمام، دو پاى خود را تا قوزك، با آب سرد بشوييد.
12. وضو با آب سرد مي تواند تا حد زيادي از عصبانيت شما بكاهد.
13. چند لحظه دراز بكشيد و چشمان خود را ببنديد و همه ماهيچه‏هاى خود را شل كنيد تا آرامش عضلانى پيدا نماييد. فكر خود را از آنچه موجب عصبانيت شما شده است، منصرف كنيد و به عضلات بدن خود تمركز يابيد.
14. به خودتان تلقين كنيد: كه اتفاق خاصى نيفتاده؛ مگر آسمان به زمين آمده است؟ ديگران در چنين مواردى چه مى‏كنند؟ آيا همه عزا مى‏گيرند؟ هر كس به كارى مشغول مى‏شود و به اين گونه موارد اعتنايى نمى‏كند.
15. اگر گاهى سريع سخن گفتيد و عجولانه تصميم گرفتيد و رفتار نابجا از شما سرزد؛ به سرعت خود را سرزنش و حتى در لفظ، اظهار پشيمانى كنيد و وعده‏ها و قول‏هاى خود را در ذهن خويش، حاضر سازيد.
ذكر «لا حول و لا قوة الا باللَّه» را زياد بر زبان جارى سازيد و سوره «والعصر» را زياد بخوانيد. تكرار اذكار «استغفراللَّه ربى و اتوب اليه» و «اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم» نيز مفيد است.
امام صادق(عليه السلام) فرمودند: «خداوند به برخى از انبيا وحى كرد،: اى فرزند آدم! در وقتى كه غضبناك گرديدى، مرا ياد كن تا من هم تو را در وقت غضبم ياد كنم و تو را هلاك نسازم» بنابراين ياد خدا علاوه بر اينكه آتش خشم را خاموش مى‏كند، موجب آرامش انسان مى‏شود و در قيامت نيز آثار مثبتى به دنبال دارد.
وقتى كه با امور عصبانيت آفرين مواجه هستيد، براى مدتى (حدود 10 تا 15 دقيقه)، راه دريافت‏هاى حسى خود را سد سازيد براى مثال جلوى گوش خود را بگيريد و چشمان خود را ببنديد و سر خود را پايين اندازيد تا دريافت‏هاى عصبانيت را تحت كنترل شما در آيند و موجب تحريك بيشتر شما نشوند.
اگر رفتار و يا صفتى كه در شخصى هست، موجب عصبانيت شما شده، آن را شوخى تلقى كنيد و به شكلى، خود را از تيررس او دور در نظر بگيريد. يعنى؛ از در نظر گرفتن خويش به عنوان مخاطب رفتارهاى ديگران پرهيز كنيد؛ مثلاً از مشاهده كسى كه فحش مى‏ دهد با خود بگوييد مخاطب او من نيستم و در اين هنگام از صحنه دور شده و راه دريافت‏هاى حسى را سد سازيد تا بيشتر مورد هجوم قرار نگيريد.
از مكاتبه شما با اين مركز كمال تشكر را داريم.
منتظر مكاتبات بعدي شما هستيم
نویسنده:هادی عبدلی
پی نوشت ها:
[1] . اصول روانكاوي فرويد ، صص 257 ـ 259 .
[2] . ر.ك: تفسير صافي، ج3، ص 430؛ الدر المنثور، ج5، ص 40؛ كافي، ج5، ص .521
[3] . برداشت از آيه 32 و 33 سوره احزاب.
[4] . قرآن كريم، احزاب/ 32
[5] . قرآن كريم، احزاب/ 60
[6] . بحارالانوار، ج 101، ص 35.
[7] . روضة المتقين، ج 9،‌ص 434.
[8] . بحارالانوار، ج 104، ص 38.
[9] . بحارالانوار، ج 101، ص 35.
[10] . غررالحكم و درر الكلم، ج5، ص 449
[11] . ثواب الاعمال، ص 338.
[12] . بحارالانوار، ج 101، ص 41.
[13] . شرح غررالحكم، آمدي،‌ج 5، ص 449.
[14] . ميزان الحكمه، ج 10، ص 7.
[15] . بحارالانوار، ج 101، ص 37.
[16] . بحارالانوار، ج 101، ص 38.
[17] . نهج‌ الفصاحه، پاينده، حديث 299، ص 58.
[18] . نور (24)، آيه 30.
[19] . نور (24)، آيه 31.
[20] . رساله حضرت امام خميني (قدس سره)، مسأله 2440،‌انتشارات اسلامي.
[21] . في خلال القرآن ، ج 4 ، ص 2512
[22] . ثواب الاعمال، ص 334.
[23] . ا نجيل متي ، 5 / 27 / 28
[24] . بحارالانوار، ج 101، ص 411.
[25] . فروع كافي،‌ج 5، ص 553.
[26] . همان.
[27] . مستدرك الوسائل، ج 2، ص 555.
[28] . بحارالانوار، ج 101، ص 50.
[29] . رساله توضيح المسائل امام خميني(ره)، مسأله 2452.
[30] . مستدرك الوسائل، ج 14، ص 265.
[31] . تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 586.
[32] . الكلينى، محمد بن يعقوب، اصول كافى، تصحيح و تعليق: على‏اكبر غفارى، (تهران: دارالكتب الاسلاميه)، ج 2، ص 304.
[33] . همان، ص 302.
پرسمان

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top