حدیث

مقاله

ترس از ازدواج مجدد

با سلام، من یک دختر 28 ساله  دانشجوی فوق لیسانس و کارمند دولت می‌باشم، که در دوران عقد جدا شدم. الان خواستگارهایی دارم ولی ترس مانع ازدواج می‌شود. یکی از اشنایان که کاملا انرا می‌شناسیم و خیلی تایید شده می‌باشند، ولی دیپلم و شغل آزاد دارند و چهره‌اشان هم خیلی به دلم نمی‌نشیند، منتها تا حالا به ایشان فرصت آشنایی را ندادم. اینکه کمی سطحمان فرق می‌کند نگرانم کرده، ولی خانواده‌ام خیلی به ایشان تمایل دارند؛ چون همه تاییدشان می‌کنند، از طرفی خواستگارهای هم سطح خودم را هم دارم، ولی چون غریبه‌اند می‌ترسم مثل قبل نتوانم شناخت خوبی از آنها داشته باشم. می‌خواستم بدانم آیا نباید به تحصیلات، شغل و قیافه اهمیت بدهم؟

پاسخ سوال:

اینکه قبلا یک شکست در زندگی گذشته‌تان داشتید و منجر به طلاق شده، طبیعی است که تا حدودی نسبت به آینده خود احتیاط بیشتری کنید و استرس و اضطراب بیشتری در انتخاب فرد مناسب داشته باشید.

در مورد اختلاف تحصیلی و فرهنگی باید عرض کنم که مدرک تحصیلی در زمینه مثل اشتغال کاربرد دارد و خود تاثیر منفی در زندگی زناشویی ندارد. البته به شرط اینکه اولا: به اختلاف زیاد درک و فهم و علم مربوط به مهارتهای زندگی منجر نشود ثانیا: اختلاف زیادی در علایق و سلایق نداشته باشند و  سوم اینکه: دختر خود را بالاتر نبیند و فخر فروشی نکند چهارم: خانواده دختر و پسر، طرف مقابل را بپذیرند.

در اختلاف زیاد فرهنگی؛ اگر منظور، اختلاف در آداب و رسوم باشد در این زمینه صحبت و گفتگو و همچنین تفاهم بین خانواده‌ها و توافق در موارد اختلاف قبل از ازدواج می‌تواند از مشکلات بعدی جلوگیری کند.

در مورد اختلاف شغلی باید عرض کنم؛ اینکه شما کارمند دولت هستید و ایشان کار آزاد دارند به خودی خود تاثیر بدی در زندگی زناشویی ندارد البته در صورتی که طرف مقابل با اشتغال شما کنار بیاید و راضی به اشتغال شما باشد ولی اگر راضی به کار کردن شما نباشد چه بسا در آینده دچار مشکل شوید بنابراین می‌توانید در همان جلسات اولیه خواستگاری در مورد این موضوع صحبت کنید و به توافق برسید.

در مورد قیافه ایشان، باید عرض کنم؛ یکی از ملاکهای اصلی ازدواج پسند قلبی از ظاهر و باطن طرف است. یعنی علاقه حداقلی وجود داشته باشد بدین معنی که پس از بررسی وجود تناسب و شایستگی و پاکی در طرف مقابل او را برای ازدواج مناسب ببینید و قلبا تمایل به ازدواج با او پیدا کنید و این علاقه تدریجا با دیدن عملی تناسبها و شایستگی‌های طرف، رو به تزاید می‌رود و به عشق پایدار مبدل می‌شود.
این مقدار علاقه حداقل مقدار لازم برای ازدواج است؛ چون اگر علی رغم دیدن نقاط مثبت در طرف مقابل این پسند و علاقه حداقلی در شما ایجاد نشود احتمال دارد که در طول زندگی هم به وجود نیاید و زندگی به شکست منجر شود.

نکته آخر؛ یک از مسائل مهم در امر ازدواج شناخت صحیح و درست از همدیگر است؛ زیرا شناخت صحیح باعث می‌شود که فرد  تصمیم درست و انتخاب درستی برای زندگی خود داشته باشد. چه بسا یکی از موارد مهمی که باعث شکست در زندگی زناشویی می‌شود، شناخت نادرست از طرف مقابل است که منجر به انتخاب نادرست در زندگی می‌شود.

لذا در انتخاب فرد مناسب علاوه بر گفتگو در جلسات خواستگاری نیاز به تحقیقات همه جانبه از طرف مقابل نیز هست تا دایره شناخت شما از طرف مقابل بیشتر شود و در نهایت یک انتخاب درستی داشته باشید و منجر به یک زندگی عاشقانه و آرام شود.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top