حدیث

مقاله

دلسوزی دختر بد بخت به فردی که سرکارش گذاشته!

من 28 سال دارم و با وجود موقعیت خوب اجتماعی و خانوادگی که دارم ازدواج نکردم یعنی راستش الان چند وقت است که اصلان موردی ندارم.
1 سال پیش با آقایی آشنا شدم و با هم رابطه داریم. نمی خواهم از این بگم که ما چرا با هم ازدواج نکردیم و چی شد که نشد فقط این رو می خوام بگم که علی رغم میل زیاد من به ازدواج، ایشون با کس دیگه ای ازدواج کرد الان 2 ماهی می شه. راستش الان مسئله ازدواج ما با هم نیست مسئله و مشکل چیزی بالاتر و حادتر است.
متاسفانه من مشکل خود ارضایی دارم و ایشون هم می دونه و تو همون دوران که بیشتر با هم بودیم بهش گفتم چون قبلش ایشون از من درخواست رابطه فیزیکی کرده بود و من هم که فهمیده بودم دیگه نمی خواد با من ازدواج کنه، به خاطر اینکه گناه نکنم ازش خواستم صیغه کنیم (االبته من هنوز دخترم)
می دونم مشکل من با گهگاه حل نمی شه واقعا ازدواج بهم واجبه ولی چیکار کنم از خدا زیاد خواستم ولی صلاح نمی دونه و واقعا من حکمتشو نمی دونم.
راستش من اولین باری بود که با کسی آشنا می شدم که البته مادرم خبر داشت و خیلی دوستش داشتم و دارم و برای به ثمر رسیدن رابطمون خیلی تلاش کردم ولی خب نشد.
راستش ایشون تا امشب بهم نگفته بود عقد کرده و می گفت نامزدیم ولی من از رفتارهاش فهمیده بودم چون بیشتر وقتش رو با همسرش بود و از اونجایی که مادرشون یک مقدار مذهبی اند بعید می دونستم که بعد از نزدیک 3 ماه، هنوز عقد نکرده باشند.
مشکل از اینجا است که ایشون با همسرش نمی تونه رابطه فیزیکی برقرار کنه و می گه، که همسرش این اجازه رو بهش نمی ده و اون هم اصرار نمی کنه.
البته خیلی تلاش کردم که ازش حرف کشیدم چون قبلا می گفت من به خاطر مشکل تو می خوام تا قبل ازدواجت باهات باشم و تو، به من خیلی لطف کردی و می خوام جبران کنم. چون ایشون می دونه که من با تنها کسی که در عمرم باهاش رابطه داشتم اون بوده و حاضر نیستم برای رفع مشکلم، خارج از ازدواج با کس دیگه ای باشم.
ولی حالا فهمیدم ایشون هم مشکل داره. راستش از اون جایی که خیلی مرد خوش تیپ و خوش گلی هست بعید می دونم کمتر دختری حاضر نباشه باهاش رابطه داشته باشه چه برسه به همسرش.
البته می دونم مغروره ولی این رو بارها قبلا به هم گفته بود که تنها هیجان زندگی اش داشتن رابطه است. من خودم بارها بهش گفتم که ازدواج کن و یکی از دلایلش که بالاخره این کار رو کرد شاید اصرارهای زیاد من بود.
حالا می خواهد باهاش رابطه داشته باشم البته همین الان هم ما با هم زن و شوهر شرعی هستیم و با هم صیغه کردیم ولی راستش من دوستش دارم و نمی خوام زندگی اش بهم بریزه، از طرفی می خوام باهاش باشم چون من واقعا تنهام و حتی دوست دختر هم ندارم چه برسه به پسر. اون هم تو رابطه اش مشکل داره ولی من نمی خوام رابطش با همسرش خراب بشه. راستش می ترسم از اینکه اگه من باهاش نباشم خدای نکرده با دختر دیگه ای رابطه برقرار کنه (چون گفتم زیبا است و راستش دختر الاف الان تو جامعه زیاد شده) اون ها می تونند زندگی اش رو بهم بزنند چون مثل من دوستش ندارند. من هدف ام 2 چیزه:1 ) گناه نکردن خودم 2) کمک به اون برای جلوگیری از گناه 3) بهش کمک کنم که رابطش با همسرش چه جوری باشه که همسرش هم ترغیب بشه مثلا بهش بگم چه جوری باهاش حرف بزنه، چه چیزی براش بخره و ...
چون می دونم واقعا بلد نیست، مثلا من 1 سال باهاش بودم ولی 1 شاخه گل هم برام نخرید. تو رابطه خیلی خشن رفتار می کنه و در کل مغروره. ولی از اونجایی که من خیلی نیاز به ازدواج داشتم خیلی باهاش کنار اومدم و در ضمن خیلی کتاب خواندم و مطمئن بودم اگه با هم ازدواج می کردیم از این لحاظ بی نیازش می کردم. البته می دونم برای ازدواج فقط به این مسئله فکر نمی کرد چون اگه اینجوری بود تا الان باید رابطش با همسرش به هم می خورد.
من می خوام الان که ازدواج کرده رابطش با همسرش عاشقانه باشه می خوام بهش کمک کنم ولی نمی دونم چه جوری ؟
با هم در خفا ازدواج کنیم و یا اینکه این کار باعث می شه اون و همسرش بیشتر از هم دور بشن و یا اگه من هم بهش توجه نکنم و واقعا همسرش هم بهش کمک نکنه بعد چی می شه!
خواهش می کنم به حرف هام خوب دقت کنید می خواهم روی پاسختون خوب فکر کنید و بعد بهم بگید مسئله از بین رفتن یک زندگی است حالا به علت وجود من و یا سرد شدن هر روز ربطه اون ها( با خودم می گم خدایا اون ها تازه با هم ازدواج کردن، اولش خیلی باید راغب باشند چرا باید اینجوری بشه)
جواب
سلام
قبل از هر چیز در مورد مشکل خود ارضائی عرض کنم،این عمل شرعا حرام بوده و جدای از آسیبهای جسمی ،آسیبهای روحی و روانی هم دارد مانند تضعیف اراده و ...تضعیف اراده است، پس هر چه سریعتر برای ترک آن اقدام کنید.
بعضی از موارد ترك خودارضایی را در اینجا بصورت فهرست وار عرض میكنم
پیشگیری: یعنی باید هر چیزی كه باعث تحریک شدنتان و تشدید احساس نیاز به این عمل می شود را ترك كرده و یا به حداقل برساند
توجه كردن به مضرات جسمی و روحی خود ارضایی و مثلا نوشتن ان روی كاغذی و در معرض دید گذاشتن و هر هفته یكی از مضرات را نوشتن تا از عادی شدن و عادت كردن بهش پرهیز بشه جدای از آسیبهای جسمی كه خودارضایی داره و معمولا همه می دونن یكی از مهمترین آسیبهای روحی و روانی خود ارضایی تضعیف اراده است
یعنی اراده كه ضعیف شد باعث میشه در مقابل هیجان و بی قراری كه خودتون بهش اشاره كردید نتونید طاقت بیارید و سراغ خودارضایی برید در صورتی كه این هیجان و بی قراری رو میشه كنترل كرد و در مسیر صحیح ارضاش كرد كه به خودارضایی منجر نشه
ترك خودارضایی را تقریبا همه میدونن كه چجور باید ترك كرد و من هم اینجا بصورت فهرست وار عرض میكنم
برای ترك خودارضایی مراحلی وجود داره
1- پیشگیری: یعنی باید چیزها و رفتارها و تعاملاتی كه باعث بوجود اومدن هیجان و بی قراری میشه را ترك كرد و یا به حداقل رساند
2- اگر هیجان و بی قراری بوجود امد آنرا از راه درست ارضا كرد نه از راه غلط مانند ورزش كردن خسته كردن خود راه رفتن و یا دویدن در معرض دید دیگران قرار دادن خود، رفتن به جمع های خانوادگی و ... و یا حتی موقع خواب كنار دیگران مانند مادر یا خواهر خوابیدن تا از وسوسه شیطان و نفس دور شود
3- توجه كردن به مضرات جسمی و روحی خود ارضایی و مثلا نوشتن ان روی كاغذی و در معرض دید گذاشتن و هر هفته یكی از مضرات را نوشتن تا از عادی شدن و عادت كردن بهش پرهیز بشه
4- مهمتر از همه همیشه خود را در مقابل خدا دیدن و بدانیم كه عالم محضر خداست و حیا و شرم از خداوند
5- توجه كردن به مسائل عبادی و دعا و توسل و بخصوص نماز شب كه قبلا میخانده اید
6- دور شدن از اون پسری كه ازش گفتید به هر طریقیكه ممكنه
اما در مورد ارتباطی که دارید و دلایلی که ذکر کردی :
کاری که شما می کنید شاید کمک به ایشان باشد تا گناه نکنند اما این وسط خودتان ضرر می کنید،اینکه ایشان شما را برای ازدواج انتخاب نکرده اند پس هدفشان از ارتباط با شما جزء دوستی بی سرانجام نبوده،و لو رابطه شما شرعی باشد .
شما به عاقبت این کارتان فکر کنید،که آخرش به کجا ختم می شود،آیا نمی خواهی به دنبال زندگی و سرنوشت خود بروی یا نمی خواهی برای خودتان زندگی ای تشکیل دهی و یا بچه دار شوی،
اگر بخواهی ازدواج مخفیانه داشته باشی، با مخالفت خانواده خود روبرو می شوی و مخفی کردن این موضوع عملا امکان ندارد و روزی لو خواهد رفت ، گذشته از این فامیلها و اطرافیان هم به شما به چشم مجرد نگاه می کنند و رفت و امد های شما با یک مرد غریبه را نمی توانند هضم کنند.
اما شما می توانی همسر دومش شوی اما رسمی و البته اگر خانواده ات بپذیرند و زندگی اول او خراب نشود در غیر اینصورت شما مسئول زندگی و جوانی خودت هستی نه مسئول زندگی و گناه نکردن ایشان.
و اینکه ایشان ارتباط با همسرش را بلد نیست،امریست که به مرور زمان خودش یاد می گیرد و شما هیچ وظیفه ای در قبال او ندارید.

  • دیدگاه‌ها

1 دیدگاه‌ها

  1. تصویر نیما28
    نیما28دسامبر 08, 2015 14:13 ب.ظ

    کاشکی من جای اون پسر بودم ،دوتازن داره،چون یکیشم ندارم

Top