حدیث

مقاله

استخاره کردم برای ادامه زندگی بد اومد!

با سلام دختری هستم که تازه چندماهه عقد کردم به همدیگه تقریبا علاقه داریم ولی نه زیاد..چیزی که خیلی هردوی ما رو آزار میده اینه که مرتبا باهم سرچیزای خیلی کوچیک دعوامون میشه و جروبحث داریم بطوریکه من خیلی وقتا ناامید میشم.واقعا نمیدونم الان چیکار باید بکنم فکرمیکنم اگربخوایم بریم زیر یه سقف اصلا زندگیه خوبی نداشته باشم برای همین واقعا مضطربم و دودلم که باهاش عروسی کنم یا نه از هم جداشیم..اینم میدونم که طلاق گرفتنم کار آسونی نیست بخصوص برای من خیلی سخته تصورش.بخاطر همین دودلی هام استخاره کردم وبرای اینکه دیگه ادامه ندم باهاش خوب اومد(البته به شرطی نفهمیدم منظور از شرط چبه؟!) اما ادامه ی زندگی بد اومد حالا من موندم که چیکارکنم؟واقعا ممنون میشم اگه بتونید کمکم کنید..باتشکرفراوان
پاسخ
سلام
شما الان زن و شوهر قانونی هم هستین و اگه بخوای از ایشون جدا بشی مثل زن مطلقه حساب میشی و باید این رو در نظر بگیری که خواه ناخواه در ازدواج آینده شما موثر خواهد بود و فکر نکن اگه این رو رها کردی یکی بهترش گیرت میاد. شاید دیگه مثل ایشون رو هم نتونی پیدا کنی پس عجولانه تصمیم نگیر.
قدم اول شما باید این باشه که با این مشکلات دست و پنجه نرم کنی و تا میتونی راه و روش حل اونها رو یاد بگیری و نذاری زندگیت از هم بپاشه.
در دوران عقد معمولا این جور بحث ها وجود داره که میتونه چند تا علت داشته باشه. یکی اینکه دو طرف تازه با هم آشنا شدن و دارن رفتار همدیگه رو از نزدیک میبینن و برای اینکه خلق و خوی طرف رو بپذیرن، نیاز به این دارن که بیشتر با هم باشن. از طرفی به دلیل محدودیت هایی که وجود داره مثل اینکه نمیتونن تمام وقت پیش هم باشن و یا اینکه نمیتونن رابطه جنسی کامل داشته باشن و یا اینکه مجبورا بیشتر وقتشون رو با خونواده ها باشن، باعث میشه این اختلاف سلیقه و رفتارهای جزئی، بزرگ جلوه کنه و فکر کنین شما به هیچ وجه نمیتونین زیر یه سقف زندگی کنین در حالی که اگه عروسی میکردین خیلی از این مشکلات نبود و این یکی از معایب دوران عقده که باید مدیریت بشه.
کاری که شما میتونی انجام بدی اینه که اولا در زمینه جنسی تا حد امکان همسرت رو تامین کنی و نذاری از این جهت احساس کمبود کنه چون ریشه خیلی از بحث و جدال ها در این مورده و حتی اگه عدم تمکین در دروان عقد ادامه پیدا کنه باعث سردی مرد نسبت به همسرش میشه و لذا حتما به این مسئله توجه خواست داشته باشید. البته این به این معنا نیست که حتما رابطه کامل برقرار بشه بلکه مطابق با فرهنگ منطقه ای و خانوادگی عمل بشه و از طرفی کمبودی احساس نشه.
ثانیا باید تو این مدت گذشت بیشتری داشته باشین و از کنار خیلی از مسائل بگذرین تا کم کم درست بشه. مثلا اگه یکی از اعضای خونوادش حرفی زدن شما به دل نگیری و گله و شکایت نکنی چون همین باعث شروع دعوا میشه.
ثالثا تا میتونی خودت رو به خونوادش نزدیک کنی و سعی کنی باهاشون رفیق بشی. چون رمز موفقیت شما اینه که از همون اول نذاری خونوادش نسبت به شما حساس بشن و این تنها با همین روش ممکنه.
رابعا وقتی دیدید بر سر مسئله ای تفاهم ندارین حتما بشینید و در موردش صحبت کنین و اون رو به یک نقطه مشترک برسونین. اگه این روال رو برای حل مشکلات پیش بگیرید خیلی بهتر از اینه که بخواید با لج و لجبازی و جدال و دعوا حرفتون رو به کرسی بنشونید.
خامسا حتما در زمینه شناخت همدیگه، کتاب هایی مثل مردان مریخی و زنان ونوسی رو مطالعه کنین که خیلی بهتون کمک میکنه.
در مورد استخاره هم باید بگم استخاره برای جاییه که شما با عقل و مشورت نتونی به نتیجه برسی در حالی که مورد شما اینطور نیست. لذا جای استخاره نبوده. منتها برای اینکه حرمت استخاره حفظ بشه، صدقه ای پرداخت کن و به راهکار ها ادامه بده و اگه در نهایت به نتیجه ای نرسیدی و راهی برات باقی نموند اونموقع میتونی دوباره استخاره بگیری و بهش عمل کنی.
پیروز و سربلند

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top