حدیث

مقاله

نمی خواهم آلوده فساد شوم غربت بقیع هنوز یادمه

سلام اول یکم از خودم میگم چون فکر میکنم بیشتر از هر چیز به صحبت نیاز دارم من 19 سالمه تازه دانشجوی دانشگاه صنعتی شدم راستش 2 سال پیش حج دانش آموزی رفتم و بسیجیه دو آتیشم نه از ظاهر از عشق به ولایت غریبم میگم ظاهرم معمولیه الانم یه عشق به زندگی اگه دارم اول امام زمانم و بعد رهبرم که میخوام سر به تن دشمناش نباشه اینا رو گفتم که بگم بی اعتقاد نبودم و نیستم بازم نجوای تنهاییام عجل لولیک الفرجه اما الان واقعا بد جور احساس تنهایی و بی انگیزگی میکنم دلم گرفت نمیدونم برا چی دارم به شما اعتماد میکنم ولی خوب میگم کمکم کنید!! تا حالا تجربه ارتباط با جنس مخالف رو نداشتم حتی تا جایی رعایت میکردم که حتی هم صحبتم نشم!!!اما الان این میل به حدی رسیده که دیووونه کنندست جدا احساس هوس و لذت جنسی نیست احساس میکنم که برای تنهایی و آرامش روانی واقعا نیاز دارم
چیزی که بیشتر این روزها اذیتم کرداین بود که یکی از هم کلاسیام همین هفته ی پیش رفت خواستگاری دختر عمش و احساس کمبود برای من بیشترشد!!!از اون روز شروع کردم تا با یه دختر دوست بشم تو پارکا اما هیچ وقت روش و نداشتم و نتونستم اومدم تو فضای مجازی با یه نفرم در حد تلفن دوست شدم که هم سنم بود اما براش خواستگار اومد و گفت که نمیخواد ادامه بده و تنهایی من باز بیشتر شد این کند و کاو تو اینترنت همچنان ادامه داشت و داره!!!با یکی دیگه آشنا شدیم حرف زدیم آخرش گفت که با یکی دیگه دوست شده و میخواد با اون باشه!!!
راستش یه سری حس های خیلی خاص و فکر کنم خیلی خطرناکم توم به وجود اومده که جدا نمیتونم در موردش صحبت کنم!!از خانوادمم بگم!!!اغلب درکی ندارن و برا هر کاری یه دعوا و جر و بحث!!!راستش چند ساله حتی باهاشون مسافرتم نرفتم علتش اینکه با وجود دارا بودنشون خساست به خرج از لحاظ ظاهرمم شاید هنوز خودمم اعتقاد دارم برای ازدواج خیلی زوده یکی دیگه از دلایله دیگه این فکرا اینه که تو دانشگاه ورودی دختر امسال نداشتیم ولی سالای قبل بوده رابطه ی بین پسرا و دخترا رو میبینم اما کسی برای ما وجود نداره!!!ببخشید طولانی شد!!نمیدونم چرا اما چیزایی که هیچ کس جز من و خدام نمیدونه دارم به شما میگم تر خدا راهنماییم کنید انقدر تنها و احساساتی شدم که الان دارم این پیام و مینویسم نتونستم حتی توی دانشگاه جلوی بغضم و بگیرم!!!تر خدا کمکم کنید!!!با این شرایط الان موقع ازدواجه!!!آخه با کی چیجوری کسی و پیدا کنم!!!ته دلم دوست نداشتم و ندارم به فساد آلوده بشم!!آخه هنوز غربت بقیع و خوب یادمه!!روز آخر که از مدینه خارج میشدیم جلوی مقبره رسول الله گریم راه گرفت و بند نمیومدو یادمه نمیدونم برا چی اینو به شما میگم شاید دارم یاد خودم میندازم !!واقعا به نظرتون نیاز دارم علی الخصوص که سه روز تنهای تنهام منتظرتونم تر خدا زود جواب بدید!!!
پاسخ
سلام
یکی از مشکلات جامعه امروز ما نگاه غلط به ازدواجه که باعث شده هزارجور شرطو شروط براش بذارن و اونو سخت کنن و این دقیقا صد و هشتاد درجه مخالف گفته دینه چرا که دین ازدواج رو بسیار سهل و اسون گرفته اما مردم با فرهنگ غلط و ندانم کاری سختش کردن، لذا اینجا مشکل از جانب خدا و دینش نیست بلکه از جانب خلق خداست لذا این خیلی اشتباهه که به خاطر اشتباه خلق، با خالق قهر کنی و سجده و عبادت رو کنار بذاری به اضافه اینکه این کارا باعث میشه ازش دورتر بشی و کم کم مبتلا به گناهان بشی که نتیجه اش تضعیف و کم سو شدن نور ایمانت خواهد بود پس با معبودت اشتی کن.
نیازهای عاطفی و جنسی حق طبیعی هر انسانیه که متاسفانه از روی ناآگاهی مانعش میشن از نظر دین سن شما نه تنها پائین نیست که اتفاقا بهترین وقت هست برای ازدواج.
در مورد نداشتن شغل هم عرض کنم که اونی که نیاز به شغل و درامد داره تشکیل زندگی مشترک و رفتن زیر یک سقف به صورت مستقله اما اقدام برای ازدواج و پیدا کردن مورد مناسب و احیانا مدتی در عقد بودن نه شغل میخواد و نه اتمام تحصیل و نه سربازی و اتفاقا اگه پسری عقد کرده باشه و بعد سرباز بشه منتقلش می کنن تو استان خودش و به صورت اداری مشغول به خدمت میشه.
درسته که نیاز در جوانی به جنس مخالف شدیده اما رفتن به سمت این مسائل اثرات مخرب وبدی داره لذا سعی کنید با تقویت معنویت و پر کردن اوقات خالیتون فکرتون رو به کارهای دیگه مشغول کنید تا کمی این افکار تخفیف پیدا کنه البته اینها کافی نیست و باید کم کم برای ازدواجتون هم اقدام کنید چون امید به ازدواج این افکار رو تخفیف میده باید خداروشکر کنید که مبتلا به این مسائل نشدید چون اگه قبحش براتون بریزه و مزه کنه دیگه برگشتنتون واقعا سخته.
اما درمورد خانواده تون هم چند نکته رو عرض کنم اولا دین ما میگه به والدین احترام بگذارید ولو کافر باشن لذا خساست و بدگوئی پشت سر نظام هم نباید باعث این بشه که شما احترامشون رو نداشته باشد. ثانیا ازدواج شما از طریق خانواده انجام خواهد شد و شما به جای اینکه رابطه ات رو با اونها خوب کنی و دلشون رو به دست بیاری برعکس ازشون فاصله گرفتی پس کم کم رابطه ات رو باهاشون بهتر کن و بهشون نزدیک شو و بهشون بگو که برای ازدواجت اقدام کنند اگه روت نمیشه خودت بگی بوسیله واسطه به اونها برسون که میخوای ازدواج کنی همین که ببینی اونها بفکرتون و دنبال مورد مناسب برات می گردن دلت قرص میشه و فکر گناه از تو سرت بیرون میره تا اونها بخوان مورد مناسبی پیدا کنند یه مدت طول میکشه که در این مدت شما هم آمادگیتون بیشتر میشه شما باید دامنه جستجوتون رو برای پیدا کردن مورد مناسب بیشتر کنید و فقط اکتفا به فامیل نکنید همچنین میتونید به افراد سرشناس بسپرید که اگه مورد مناسبی دیدند به شما معرفی کنند.
از طرفی شما هم در کنار درستون یه شغل پاره وقت داشته باشید چون وقتی خانوادت ببینند واقعا جنم کار داری بیشتر بهت اعتماد می کنند و میگن حتما از پس مخارج زندگی بر میایی.
در ضمن از هرچیزی که میدونی سبب تحریکت میشه دوری کن چشمت رو از نگاه به نامحرم فروبند تا به گناه نیفتی.
اگه فکر می کنی که نیاز به راهنمائی بیشتری داری با شماره ای که در سایت قرار داده شده در ساعت مذکور تماس بگیر و با حاج آقای کریمی تماس بگیر تا راهمنمائیت کنه.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top