حدیث

مقاله

ارزش و جایگاه زن در ميان اقوام قبل از اسلام

كساني كه نمي دانند قبل از اسلام بر زن چه گذشته است از کجا بدانند كه اسلام براي زن چه كرده است؟ براي آن كه بدانیم اسلام مقام زن را از کجا به کجا رسانده است و چگونه او را از يوغ بردگی قرون و اعصار قبل از اسلام رها ساخته، لازم دیدیم كه    گوشه ای از وضع رﻗﺖ بار او را قبل از ظهور اسلام به اختصار بیان كنيم؛ به همين دلیل سري به کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت زده ايم و مطالب زیر را از آنجا  جمع آوری نموده ایم .

در قبایل ابتدايي كه نمونه هاي آن تا به امروز موجود است؛ زن را چون حیوانات به پلیدترین كارها وا مي داشتند. از نفس کشیدن پهلوی زن احتراز مي کردند و به بهای اندک ایشان را مي فروختند.

در مصر تا زمان تسلط ميكسس ها وضع زن نسبتاً بهتر بود، با اين حال در مصر تا قبل از اسلام، رسم چنان بود كه هر سال براي زیاد شدن آب نيل، دختري را در آن غرق   مي كردند تا عمروعاص فاتح مصر از اين كار پلید جلوگیری نمود.[1]

در بابل هردوت مي گويد: كساني كه دخترانی داشتند، هر سال يك بار آنان را به محلي مي بردند كه مردان بسیاری گرد آمده بودند و دلالی يكايك ایشان را حراج  مي كرد.

در قانون حمورايي آمده است: اگر مردي دختر فرد ديگري را مي كشت، باید دختر خودش را به پدر مقتول تسلیم كند تا او را بکشد. در آشور وضع زن بدتر بود. مردان از زنان خود عفت مي خواستند، اما خود معشوقه هاي بسياري را انتخاب مي كردند. زناشويي به صورت خرید و فروش بود. زن بیشتر در خانه پدر بود و شوهر گاه گاهی به ديدن او مي رفت؛ در يونان زن شرعي مهجور بود.

در آتن، زنان در اموالی كه بيش تر از بیست من جو بود حق خرید و فروش نداشتند. زن يوناني حق عقد قرارداد نداشت. نمي توانست بيش از مبلغ ناچیزی وام بستاند.     اقامه ي دعوي در محکمه براي او ممکن نبود. در قوانین سولون اعمالي كه تحت تأثیر زنان صورت گرفته باشد اعتبار قانونی نداشت.

زنان پس از مرگ شوهر، از ارث او سهمی نمي بردند. در يونان عصر طلايي عقیده داشتند نيروي توالد تنها از آن مرد است و زن جز حمل طفل و پرستاری او وظیفه اي ندارد، بايد در خانه بماند و نبايد كسي از درون پنجره به او نظر كند. در اسپارت وقتی از پسر زاييدن زن مأیوس مي شدند او را به مرگ محکوم مي كردند.[2]

در ايران وضع بهتر بود. عزت و کرامت زن را بیشتر در پرده داشتن او نشان مي دادند؛ از اين جهت در نقش هاي ايران باستان کمتر به صورت زن برخورد مي كنيم. با وجود اين در قوانین ساسانی زن دارای شخصیت حقوقي نبود.( از اشخاص نبود بلكه از اشیا بود.)

قانون مانو مقرر مي داشت كه زن بايد در طول زندگی زير قيوميت مرد باشد.(اول پدر، بعد شوهر و بعد پسر) بايد مرد را ارباب و خدا خطاب كند. هم دوش او راه نرود. بايد كارها را انجام دهد و پس مانده ي غذای شوهر و پسر را بخورد. زن از كسب دانش ها محروم بود. در قانون مانو، زن ملكيت نداشت و همه ي ميراث براي پسر بود. رسم سوزاندن زن پس از مرگ شوهر و قربان كردن زنان متعدد يك شاهزاده و نوكران او، زنده به گور كردن ایشان با جسد شوهر، معمول بود تا انگلیسی ها اين رسم شوم را از هند برانداختند.[3]

آناندرا، شاگرد برجسته ي بودا بود، روزي از او پرسيد: اي سرور من، چگونه بايد با زنان رفتار كنيم؟ وي گفت: چنان رفتار كن كه گويي ايشان را نمي بيني.

- ولي اگر ما را ديد چه بايد كرد؟

- با آنان سخن مگو.

- اما اگر او سخن گفت؟

- اي آناندرا  در اين صورت چشم و گوشت را باز كن و کاملاً بیدار باش اي آناندرا زنان شرورند. اي آناندرا زنان حسودند. اي آناندرا زنان بخيلند. اي آناندرا زنان از خرد به دورند.[4]

در آيين برهمني و هندو كه جامعه به چهار طبقه تقسیم مي شوند و آنان كه به حساب نمي آيند«باريا» نامیده مي شوند. زنان در بسياري از تکالیف مانند«بارياها» هستند.

در چين، در زمان كنفوسيوس، مردان قدرتي مطلق داشتند، پدر مي توانست همسر و كودكان خود را به غلامي و كنيزي بفروشد و نيز مي توانست فرزندان خود را بكشد، و در اين كار جز آراي عمومي چيزي جلوگير او نبود. مرد به تنهايي غذا مي خورد و به ندرت زن و فرزندان خود را به سفر مي خواند. رسم بود كه زنان بيوه براي ابراز وفاداري به شوهر مرده ي خود، خود را بكشند. شوهر با همه به ادب رفتار مي كرد اما از همسر خود فاصله مي گرفت و زن و كودكان را هم پايه ي خود نمي دانست و زنان در قسمت معيني از خانه مي زيستند و به ندرت با مردم محشور بودند.

در شريعت موسی علیه السلام ،دختر با بودن پسر ارث مي برد و هر گاه ارث مي برد نمي توانست با سبط ديگري ازدواج كند. در آخرين بند از وصاياي ده گانه تورات، زنان در ردیف چهارپایان و اموال منقول به حساب آمده اند. مادر اگر دختر مي زاييد، واجب بود دو بار غسل كند. از دعاهاي یهودیان اين است: تبارك الله خالق و سلطان عالم كه مرا زن نيافريدي.

تا سال 1900 میلادی زن به ندرت دارای حقي بود كه مرد ناگزیر به ادای آن باشد. زنان آفریقا تا قرن نوزدهم مانند بردگان و ابزار کشاورزی خرید و فروش مي شدند. اگر زن پولي جمع مي كرد متعلق به شوهرش بود.

در انگلستان هانري مقدس، زنان را از خواندن کتاب مقدس منع مي ساخت. طبق قانون1850 زنان مالك چيزي حتی لباس تن خود نبودند. تا چندی قبل در انگلستان تمامی ماترک مرد به پسر ارشد مي رسید.

به طور كلي در هر جامعه اي كه توحید و صفات انسانی فرد را موظف به رعایت احوالات زن نكرده، زن اسير بوده. اگر زیبا بود تا زیبا بود از او كام مي گرفتند و اگر زیبا نبود كارش در حد اعمال شاقه بود. احترام و کرامتی در جامعه نداشت. از ديدن زرق و برق و حشمت زنان درباري و سرمایه داران نبايد امر به كسي مشتبه شود و آن را به حساب مقام و منزلت زن بگذارد. زيرا اولاً امري استثنايي بود و ثانیاً، آن احترامات به خاطر خصوصیات و امتیازات سرمایه داري و اشرافیت بود نه به حساب كرامت و مقام زن.

داستان زنده به گور كردن دختران كه پلید ترين كارهاي پست حيواني به دست بشر است، در دوران جاهلی متصل به ظهور اسلام، امري شایع بود كه قرآن مجید مكرراً به شناعت آن اشاره كرده است.

داستان زير را بخوانید:

قيس بن عاصم منقري در حضور پیغمبر اکرم )صلی الله علیه و آله( به گناهان خود چنين اعتراف كرد:

يا رسول الله )صلی الله علیه و آله( من به دست خودم چندین دختر را زنده به گور      كرده ام. دلم به حال آن ها نسوخت، مگر به حال يكي از ايشان.

دختري بس زیبا بود. چند ساله. روزي به مادرش گفتم: او را زینت كن. مي خواهم با خود به خانه خویشان ببرم. مادر گويي قصد مرا احساس كرد. گفت: اين امانت من است. به دست تو مي سپارم، بايد او را سالم به من برگرداني. او را با خود به بيابان بردم. در جايی كه قبلاً بيلي را آماده كرده بودم. او را گفتم: اندكي بنشین و خود در جلو چشم او گودالی كندم، وي با چشمان خیره به من نگاه مي كرد و قصد مرا دانسته بود. وحشت زده به من التماس مي كرد كه: اي پدر! مرا نكش و امانت مادرم را به او باز گردان.

چون گودال آماده شد، دست او را گرفتم و به طرف گودال بردم و به لابه و التماس او گوش ندادم، او را در ميان گودال نشاندم و بر روي او خاك مي ريختم و او همچنان لابه مي كرد تا آواز و نفسش قطع شد. هر وقت ناله ها و لابه هاي او را به ياد مي آورم حالم دگرگون مي شود. آیا توبه اي براي من هست؟ پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله( از شنیدن اين داستان جان گداز گریست و فرمود: اگر مأمور بودم گناهان گذشته را كيفر دهم، هر آینه تو را كيفر مي دادم. در عصر جاهلیت، اعراب زن را مخلوقی مي دانستند مابین حیوان و انسان كه فایده ي خلقت وي فقط تکثیر نسل و خدمت به مرد بود. پیدا شدن دختر براي زن موجب بدبختی زن بوده است. زنده دفن كردن آن ها رایج و شایع بود و جز حقوق مشروعه اولياي دختر شمرده مي شد. [5]

پی نوشت:

[1] قلقشندی، صبح الاعشي، جلد سوم، ص 291

[2] ويل دورانت، تاريخ تمدن ، جلد پنجم، يونان باستان، اخلاق و آداب مردم آتن

[3]تاريخ تمدن ويل دورانت، جلد دوم،  هند يا گا هواره تمدن، ص 706 و707

[4] تاريخ تمدن ويل دورانت، جلد دوم، هند يا گا هواره تمدن، ص 728

[5] گوستاولوبون، تمدن اسلام وعرب،  فصل دوم، تأثير اسلام درزنان مشرق، ص 512

 

پدیدآورندگان: فاطمه،تاجیک - مهدیه، محمدی

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top