حدیث

مقاله

بیماری برص و مشکل ازدواج

سلام من دختری 20 ساله‌ام و بیماری برص دارم. اکثر اوقات به خاطر بیماریم استرس دارم و عصبی هستم و احساس می‌کنم از همه دوستام دورم و با همه فرق می‌کنم، گاهی از زندگی خسته می‌شوم. درس خوانم و تلاشم برای یادگیری خوب است، امّا وقتی به مشکلم فکر می‌کنم، سست می‌شوم و تلاشم کم می‌شود. نمی‌دانم چطوری این مشکلم را با کسی که در آینده برای ازدواج انتخاب می‌کنم مطرح کنم. 
از این می‌ترسم به خاطر مشکلی دارم، آینده خوبی نداشته باشم. لطفا به من بگویید با این ترسی که از آینده‌ام دارم، چطور کنار بیایم و بیماریم را چگونه و چه موقع به خواستگارم بگویم که به من ترحم نشود و بفهمم که مرا به خاطر خودم می‌خواهد نه از روی ترحم.

پاسخ سوال:

در ابتدا در مورد بیماری که دارید عرض کنم که همانطور که خود شما هم می‌دانید این بیماری، یک مریضی پوستی است که به صورت لکه‌های سفید رنگ خودش را نشان می‌دهد که بسته به شدت و ضعف این مریضی ممکن است در فردی کمتر و در فرد دیگر بیشتر باشد که البته تاثیر منفی بر سلامتی فردی که به آن مبتلاست، نمی‌گذارد و مطمئنا قابل سرایت هم نیست. امّا چه بسا، فردی که دچار این بیماری است، تنها از جهت روحی و روانی تحت تاثیر این بیماری باشد و به نوعی دید و نگاه اطرافیان به او بیشتر او را آزار دهد.

بنابراین در خصوص این بیماری که البته ما نمی‌دانیم شدت و ضعف آن چگونه است، باید عرض کنم که سعی کنید در ابتدا باور و ایمانتان را بیشتر کنید و از خدای متعال و اهل بیت(علیه‌السلام)بخواهید که از این بیماری رها شوید و یا از آنها بخواهید که حداقل با این بیماری کنار بیایید، البته کنار آمدن با این مسئله نیز بستگی به خود شما دارد که آیا همیشه می‌خواهید فردی باشید که مدام در حال استرس و اضطراب و اینکه نگران از نگاه اطرافیان نسبت به خودتان باشید؟ یا نه می‌خواهید دیگر گرفتار این استرس و اضطرابها و نگران نگاههای مردم در مورد خودتان نباشید.

البته سنی که در آن هستید، سنی است که افراد در این سن و سال بیشتر میل به خودآرایی و آراستگی خود دارند و بیشتر نسبت به ظاهر خود حساس می‌شوند، لذا کوچکترین ناآراستگی، افراد را در این سن آزار می‌دهد. پس با آگاهی از این ویژگی سنی در خود و اینکه این بیماری نقش منفی در سلامتی جسمی شما ندارد،(چه بسا تنها نگاههای اطرافیان، شما را آزار می‌دهد؛ به نوعی احساس تحقیر شدن و مورد ترحم واقع شدن از سوی دیگران می‌شوید.) پس سعی کنید در تقابل با این احساسات(احساس تحقیر شدن و ترحم)، اعتماد به نفس خودتان را تقویت کنید.

به این نکته توجّه داشته باشید که هر انسانی دارای نقاط ضعف و نقاط قوتی است که ممکن است افراد از این نقاط ضعف و قوت خود آگاهی و توجّه داشته باشند یا نداشته باشند. اینگونه نیست که هرانسانی دارای نقاط قوتی باشد و نقطه ضعفی نداشته باشد.(هرچند از دید دینی، اجتماعی، فرهنگی و حتی از دید روانشناسی این بیماری شما یک نقطه ضعف برای شما نمی‌تواند باشد؛ بلکه ضعف در ایمان، اخلاق و همچنین ضعف در عزت نفس داشتن می‌تواند نقطه ضعف شما و هر انسان دیگری باشد.) 
بنابراین سعی کنید نقاط قوت خودتان را تقویت کنید که از جمله آن؛ تقویت ایمان و اعتماد به نفس و همچنین تقویت کردن اخلاق خودتان.
تقویت اخلاق می‌تواند نقش موثری در بالا رفتن اعتماد به نفس شما داشته باشد. (اخلاق خود را به گونه‌ای تقویت کنید که دیگران از اخلاق و منش شما راضی شوند و به نوعی از اخلاق و منش شما انرژی بگیرند و از بودن با شما لذت ببرند.)

* امّا راهکارهای تقویت اعتماد به نفس همراه با تقویت اخلاق؛
- خود را برای مدتی سختی کشیدن آماده کنید.
- ارتباط عاشقانه قلبی با خدا و اهل بیت(علیهم‌السلام) برقرار کنید.
- ارتباط محبت آمیز با مادر و اعضای دیگر خانواده و یا دوستان صمیمی را تقویت کنید.
- از تنهایی بپرهیزید.(اگر تنهایی باعث شود که افکار نادرستی به ذهن شما بیاید که خللی در اعتماد به نفس و اخلاق شما بوجود بیاید، از این تنهایی بپرهیزید.)
- در نشستهای دوستانه و فامیلی و سفرهای جمعی و کلاسهای مختلف بیشتر شرکت کنید.
- فعالیتهای ورزشی فکر شما را مشغول و انرژی شما را تخلیه می کند و اجازه نمی‌دهد که افکار نادرست به ذهنتان ورود پیدا کند.
- درس و تحصیل و همچنین مهارتهای زندگی(اعم از مهارتهای اجتماعی و ارتباطی و کلامی و مهارتهای صنایع دستی و...) خود را تقویت کنید؛ زیرا تقویت مهارتهای زندگی و همچنین تقویت درس و تحصیل باعث می‌شود که نقاط قوت شما افزایش پیدا کند و به طور غیر مستقیم اعتماد به نفس شما را بالا ببرد.

در مورد همسریابی شما و اینکه این مسئله را چگونه با خواستگارتان مطرح کنید، باید عرض کنم؛ با تقویت مهارتهای زندگی و تقویت نقاط قوتتان و انجام چند راهکار که برای شما بیان می‌کنم، باعث می‌شود که به تدریج مورد انتخاب دیگران قرار بگیرید.

* امّا راهکارهای همسریابی؛
- حضور آراسته در مجالس زنانه
- حضور فعال و سنگین در محافل مردانه با حفظ شؤونات دینی و شرعی
- کوتاه امدن از ملاکهای ترجیحی( بدین معنی که دنبال فرد بی‌عیب نباشید؛ چون اولا: آدم بی عیب پیدا نمی‌شود(زیرا همانطور که گفته شد؛ هر آدمی نقاط ضعفی دارد.) و ثانیا: عیب قابل تحمل هم زندگی را به هم نمی‌ریزد.
- عمل به نسخه آیت الله بهجت(رحمه‌الله)؛ خواندن نماز جعفر طیار و بعد سر به سجده گذاشتن و با گریه از خدا خواستن

امّا در مورد اینکه چه موقع این مسئله را به خواستگارتان بگویید، باید عرض کنم؛ هیچگاه این مسئله را همان اول خواستگاری به خواستگارتان نگویید؛ زیرا هنوز به توافقی دست پیدا نکردید و طرف چیز خاصی از شما نمی‌داند(یعنی از نقاط قوت و مهارتهای زندگی شما بی خبر است و گفتن این مسئله چه بسا باعث شود، پا پس بکشد.)

بنابراین بهتر است بعد از اینکه بین خودتان به توافق رسیدید، این مسئله را خیلی راحت و بدون استرس و اضطراب از نوع بیماری و شدت و ضعف آن برایشان توضیح بدهید و از ایشان بخواهید که در موردش بیشتر فکر کند و بعد تصمیم بگیرد.

شما نیز هیچگاه نگران تصمیم ایشان و همچنین نگران آینده خود نشوید و سعی کنید نیت خودتان را صاف کنید و با توکل بر خدا و اهل بیت(علیهم‌السلام) اقدام کنید.
در آخر نیز امیدوارم با توکل بر خدا و اهل‌بیتش(علیهم‌السلام) زندگی توأم باصفا و آرامشی را تجربه کنید.

  • دیدگاه‌ها

1 دیدگاه‌ها

  1. تصویر حمید آذرانی
    حمید آذرانیآذر 19, 1394 16:25 بعد از ظهر

    سلام به عنوان یک مشاور دیدگاه شما را نه تنها می پسندم بلکه به آن معتقدم. در پناه خداوند متعال باشید.

Top