حدیث

مقاله

ازدواج ایده‌آل با قانون جذب؛ امکان یا تخیل!؟

به‌احتمال فراوان، قانون جذب را حداقل یک‌بار در طول زندگی‌تان شنیده باشید؛ موضوعی که در عرصه موفقيت‌های زندگی و حل مشكلات فردی توسط مراكز گوناگون مشاوره و كارگاه‌های موفقيت در زندگی و شخصيت‌های مشهور و معروف ايرانی و خارجی به‌شدت مورد تبليغ و ترويج قرارگرفته است. با توجه به کامل و جامع بودن دین اسلام، به‌راستی آیا در آموزه‌های دینی، اشاره‌ای به قانون جذب هم شده است؟ اصلاً این قانون مورد تأیید اسلام می‌باشد؟ و آیا می‌توان آن را در زندگی روزمره خود استفاده کرد؟ در‌این‌باره با پاسخ به پرسش یکی از کاربران درصدد رسیدن به جواب این سؤالات هستیم؛

سؤال:
می‌خواهم بدانم آیا در روایات و آیات قرآنی، چیزی به نام قانون جذب وجود دارد؛ مثلاً اینکه فردی بافکر کردن مداوم و البته با اعتقاد قلبی، آن چیزی را در فکرش بوده، خواه مثبت باشد یا منفی، به سمت خود جذب ‌کند؟ اگر چنین قانونی وجود دارد، آیا در  امری مانند ازدواج هم می‌‌توان از این قانون استفاده کرد؛ مثلاً کسی بافکر کردن مداوم به فرد دیگری با معیارهای خاص، آن فرد برای تشکیل زندگی مشترک جذب کند؟

پاسخ:
همان‌طور که می‌دانید کامل‌ترین محصول در خصوص توضیح و ترویج تفکر قانون جذب مستند "راز" محصول سال ۲۰۰۶ کمپانی «پرایم تایم» استرالیا است که انصافاً مستندی زیبا و تأثیرگذار است و تا حدودی تأثیرات محسوسی بر افکار و رفتار هر بیننده‌ای گذاشته و می‌گذارد و به همین خاطر، باید قدرت سازندگانش را ستود.
امّا از آنجا كه ابهامات و كلی گويی‌ها در تبيين ماهيت قانون جذب بسيار است و طرفداران اين نظريه به‌طور دقيق ماهيت و حقيقت اين قانون را تبيين نمی‌كنند، ما مبنای طرفداران قانون جذب را همان چيزی قرار می‌دهيم كه در اين فيلم بيان شده است.

بنابراین، اگر منظور شما از قانون جذب این باشد که فرد تنها به‌صِرف فکر کردن درباره‌‍‌ی موضوعی یا چیزی باعث شود که به‌صورت طبیعی به آن چیز برسد، هنوز اصل این موضوع ثابت نشده است. گرچه عده‌ای به آن اعتقاددارند، ولی بسیاری از اندیشمندان نیز هستند که اصل این قانون را به این شیوه اصلاً قبول ندارند و آن را زیر سؤال می‌برند.
گرچه، اگر به تفکرات عامیانه و عرفی خودمان بنگریم، نشانه‌هایی از این قانون را در زندگی خود می‌یابیم؛ مثلاً در ضرب‌المثل‌های متعددی به این رابطه اشاره‌شده: «هر چه سنگه، زیر پای لنگه/ مار از پونه بدش میاد، جلوی خونه‌اش سبز می‌شه/ خواستن توانستن است و..."» امّا آیا واقعاً آموزه‌های دینی این اصل را تأیید می‌کند؟

در آموزه‌های دینی در خصوص قانون جذب، مطلب خاصی که به‌صورت مستقیم اشاره کرده‌باشد، وجود ندارد یا حداقل ما به چنین قانونی در منابع دینی نرسیده‌ایم. اینکه انسان به‌صرف فکر کردن درباره موضوعی بی‌آنکه تلاشی برای به‌دست آوردن آن کرده باشد انتظار جذب آن را از راه طبیعی داشته باشد، به‌نظر می‌رسد این امر غیر‌منطقی‌، غیرواقعی و ناباورانه است.

آیا می‌توان آرزو کرد که به‌جوانی برگردیم یا جلوی پیری یا جلوی مرگ خود و عزیزانمان را بگیریم؟ مسلماً خیر! باید پذیرفت طرفداران این نظریه بسیار ایده‌‌آلیستی به این جریان می‌نگرند و از حقیقت فاصله‌دارند. به‌علاوه در اعتقاد دینی، همه عالم بر اساس اراده و قدرت یک‌موجود برتر درحرکت و تکاپو است. اگر نخواهد حتى بالاترین افکار، اراده‌ها و عزم‌ها اثربخش نخواهد بود.
این همان حقیقتی است که امام علی(علیه‌السلام) به آن اشاره‌کرده است: «خدا را به از بین بردن عزم‌های جدی و استوار شناختم.»[۱]؛ یعنی پیش می‌آید که فردی عزم و قصد کاری را می‌کند، امّا خداوند شرایط را [بدون دخل و تصرف] به‌گونه‌ای قرار می‌دهد که جلوی تحقق آن را می‌گیرد و این یعنی اراده خداوند فوق همه اراده‌ها است.

چه‌بسا طرفداران این نظریه به احادیث و روایاتی[۲] برای اثبات این قانون، اشاره‌ای هم بکنند، امّا به نظر می رسد جدی‌ترین اشارات در این خصوص در موردبحث «تفأل و تطیّر» است.[۳]
در آموزه‌های دینی همواره توصیه‌شده که انسان در امور خود فال نیک بزند و از فال بد زدن اجتناب کند، ولی همه این‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند دلیلی برای اثبات قانون جذب باشد؛ چراکه به‌صرف فال خوب زدن بدون هیچ‌گونه تلاش و اقدام عملی، آن امر تحقق پیدا نمی‌کند و برعکس.

درباره فال‏ نيك‏ زدن، اين جمله از پيامبر(صلى‌الله‌عليه‌وآله) نقل‌شده است كه فرمود: «تـَفـألوا بِـالخَـيـرِ تـَجِـدُوه؛ هـمـواره فال نيك بزنيد تا آن را بيابيد.»[۴] خود حضرت نيز فال خوب زياد مى‌‏زد و در بسيارى جاها اين كار از حضرت نقل‌شده است. در روایت دیگری از پیامبر آمده است: «هرگاه فال بدى زدى، كارت را انجام بده (و به آن فال، اعتنا مكن)»[۵]

بنابراین اسلام ميان فال خوب و فال بد زدن فرق گذاشته و به فال‏ نيك‏ زدن دستور داده و از فال بد زدن نهى كرده است و اين نشان مى‏‌دهد كه تأثير اين دو امر، يك تأثير روانى است.
از سویی دیگر، بالاترین مرتبه طلب و خواستن برای بسیاری از ما، در مقام دعا پیش‌آمده که شب و روز به خواسته خود و آنچه می‌طلبیم، اندیشیده و آن را خواسته‌ایم، ولی خداوند تحقق آن را به صلاح ما ندیده و دعای ما اجابت نمی‌شود. این یعنی قضای الهی؛ همان چیزی که در روایت به آن تصریح‌شده: «حکمت، او را از هیچ وسیله و واسطه‌ای بر‌نمی‌گرداند.»[۶]؛ یعنی اگر حکمت خداوند و قضای او به تحقق امری تعلق بگیرد، هیچ راهکار و ابزاری مانع آن نخواهد بود. پس اين‌قبيل مطالب نقلی به‌علاوه نكات و استنتاجات عقلی به‌روشنی درستی و كليت ادعای طرفداران قانون جاذبه را زير سؤال می‌برد و دربيانی خوش‌بينانه می‌توان گفت: دين اسلام لااقل در اين حد و اندازه آن را نمي‌پذيرد.

در مورد ازدواج نیز مسئله همین‌طور است؛ یعنی این‌گونه نیست که انسان بدون هیچ‌گونه تلاش و اقدام عملی، به شخصی فکر کرده و آن را جذب کند و در آخر بتواند با او ازدواج کند.
همان‌طور که بارها گفته شد؛ انسان در انتخاب‌هایش ازجمله انتخاب همسر و شریک زندگی‌اش بااراده خود انتخاب می‌کند و خدای متعال در این زمینه دخالت مستقیمی ندارد وگرنه اگر قرار باشد خدای متعال در انتخاب همسر دخالت مستقیم داشته باشد، در آن صورت، انسان در انتخاب‌هایش مجبور می‌شود و دیگر شماتت و پشیمانی در انتخاب‌های نادرستش، معنی نمی‌دهد! همچنین بازخواستش در روز قیامت و جواب دادن به آن!

البته چه‌بسا قانون جذب را به گونه‌ی دیگری بتوان توجیح کرد و آن اینکه فکر کردن و متمرکز شدن نسبت به موضوعی، باعث می‌شود که فرد در ذهن ناخودآگاه خود نسبت به آن چیز متمرکز شود و همین امر باعث می‌شود که فرد بدون اینکه خودش هم متوجه شده باشد نسبت به آن موضوع به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم برای به‌دست آوردنش تلاش و اقدام عملی کرده و درنهایت موفق به رسیدن به آن بشود.
مثلاً فرض کنید که دانش‌آموزی، هدف‌گذاری می‌کند که نمره درس ریاضی‌اش، بالای ۱۸ شود و روی این مسئله متمرکز می‌شود. علاوه بر آن، دانش‌آموز در ذهن ناخودآگاه خود این مسئله برایش دغدغه می‌شود و در ادامه به‌صورت ناخودآگاه، دانش‌آموز با همکلاسی‌اش (که درسش خوب است) آشنا می‌شود و با کمک و همیاری او و تلاش و پشتکار خودش به این مهم می‌رسد که امتحان پایانی درس ریاضی‌اش بالای ۱۸ شود. امّا ممکن است خود دانش‌آموز متوجه تلاش‌های خود جهت رسیدن به این موفقیت نباشد، ولی باید گفت که صرف فکر کردن باعث این موفقیت نبوده، بلکه علاوه بر هدف‌گذاری، پشتکار و تلاش فرد در رسیدن به موفقیت نقش پررنگی داشته است.
بنابراین صرف فکر کردن به‌تنهایی بدون هیچ‌گونه تلاش و پشتکاری باعث نمی‌شود که چیزی به‌دست آورده شود.

پی‌نوشت:
[۱]. بحارالانوار، ج۵، ص۱۹۷
[۲]. امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: «تفکر (در نیکی‌ها) انسان را به سوی نیکی و عمل به آن می‌کشاند.»[وسائلالشیعه، ج۱۵، ص۱۹۶] یا در روایت دیگری آمده است؛ «زیاد فکر کردن در معاصی و بدی‌ها، انسان را به سوی گناه و بدی می‌کشاند.»[غررالحکم و دررالحکم، ص۱۸۶]
[۳]. رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) کثیر التفأل بود؛ یعنی زیاد امور را به فال نیک می‌گرفت. در مواردی گفته شده؛ رسول خدا به دیدن صحنه‌هایی به ظاهر ناگوار و ناراحت کننده، نتایجی مثبت و خوب را آزرو کرده و آن را به فال نیک می‌گرفت که اتفاقاً همان حادثه محقق می‌شد؛ مثلاً نقل شده خسرو پرویز در پاسخ نامه رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از روی استهزا و بی‌احترامی قدری خاک برای حضرت فرستاد، حضرت با دیدن این خاک، فال نیک زد و فرمود: «به زودی مسلمانان خاک ایران را فتح می‌کنند.»[ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۲۶]
[۴]. تفسیر المیزان، ج۱۹، بخش تفأل و تطیّر
[۵]. همان
[۶]. صحيفه سجاديه؛ دعای سيزدهم، بند هشتم

منبع: ولایت نت

  • دیدگاه‌ها

1 دیدگاه‌ها

  1. تصویر ناشناس
    ناشناسبهمن 18, 1394 12:54 بعد از ظهر

    منظور قانون جذب این است که فکر کردن و متمرکز شدن نسبت به موضوعی، باعث می‌شود که فرد در ذهن ناخودآگاه خود نسبت به آن چیز متمرکز شود و همین امر باعث می‌شود که فرد بدون اینکه خودش هم متوجه شده باشد نسبت به آن موضوع به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم برای به‌دست آوردنش تلاش و اقدام عملی کرده و درنهایت موفق به رسیدن به آن بشود.

Top