حدیث

از عشق من شیعه شد

سلام و عرض ادب، بنده 1 سالی هستش که با اقایی از طریق چت اشنا شدم و وقتی متوجه شدم سنی هستن سعی کردم که شیعه شن و 2،3 ماهی رو باهم صحبت اعتقادی میکردیم بالاخره ایشون شیعه شدن و اینو بگم پدر و مادرش بسیار در زمینه اعتقادی فعال هستن پدرشون ماموستا(روحانی) هستش، از همون اول قصد ما صحبت سر دین و سیاست بود اما بعدش بهم علاقه مند شدیم چون اشتراکات زیادی باهم داشتیم و بخاطر اینکه گفته بود که با خانوادش ناسازگاری داره و میخواد بعد از ازدواجش باهاشون قطع ارتباط کنه من راضی به شروع رابطه جهت اشنایی بیشتر شدم میدونم که هیچکی رو نمیشه از خانوادش جدا کرد اما خودش خواسته بود منم خداخواسته قبول کردم،ما مشک

مذهبی که قبلا منحرف بود .

حدود پنج  ماه است که با یک پسری باظاهر بسیار مذهبی و عقاید خوب واهل نمازاول وقت ازدواج کردم بعد فهمیدم که قبلا منحرف بوده ولب تابش پر از عکس های غیر مذهبی هستش ومنم نمی تونم با این مساله کنار بیام.

میگه هر وقت دوست داشتم نماز می خوانم!

من 22 ساله دانشجو سال سوم هستم از خانواده مذهبی-یه خواستگاری دارم 31 ساله تحصیلات داره سرکارم هست ظاهرشم درحد خودم-یه جلسه باهم صحبت داشتیم خودشم گفت که تفاوت سنیمون زیاده ولی گفت ازت خوشم اومده-ازش راجب نماز که پرسیدم همچین مث خودم نیس-یعنی میگفت هرموقع بتونم نماز میخونم! گفت نماز صبحم اکثرا قضا میشه! منم نماز واسم مهمه
نمیدونم ردش کنم هم بخاطرتفاوت سنیمون هم اعتقاداتش که کمی ضعیفن؟ویژگی خوبم داشت اما ....
نمیدونم چی کنم تصمیم سختیه
پاسخ

به خواستگارم علاقه داشتم، ولی دیگران مانع شدند

بنده دختری هستم که در دانشگاه درس می‌خوانم. چند وقت پیش خواستگاری داشتم.  از جهت اجتماعی، تحصیلی، فرهنگی و فکری مناسب هم بودیم. تنها موردی که اختلاف نظر داشتیم اعتقادات خانواده هایمان بود. خانواده من مذهبی هستند، برخلاف خانواده آنها که به نظر هیچ اعتقادی نداشتند.

کاش هیچ ارتباطی نداشتم

حتی چندین بار خواستم بدنبال مورد دیگری باشم ولی همه ان خاطرات و رفت امدهای خانوادگی به جلوی چشمم می اید و باعث اذیت شدنم می شود و نمی دانم چکار کنم

صفحه‌ها

Top